پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید
پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید

فرصت های تاریخی

بعداز مطالعه تاریخ ایران  به این نتیجه رسیدم که سال 1320شمسی زمانی که ولیعهد رضاخان به کرسی نشست  محمدرضا هنوز بی تجربه و   بی خواست های  وسیع ( کیش شخصیت ) بود. بهترین زمان برای حرکت های ملی و کادر سازی بزرگان و پخته های سیاسی بود.

بدیهی است که هر کشوری نیاز به کارشناسان اقتصادی - سیاسی -فرهنگی - ارتباطات - میران ارشد - و کادرهای فنی مهندسی دارد. تشکیل احزاب ملی ضروری بود.

دکتر محمد مصدق شرایط را درک کرده بود و نهضت ملی کردن نفت را رهبری کرد .  و موفق هم شد ولی با کودتای امپریالیستی سرنگون شد .

حزب توده تلاش کرد شرایط را درک کندو تبلیغات گسترده کرد  ولی بخاطر فکر وابسته به ایدئولوژی استالینی شوروی موفق نشد.

افرادی هم کشور را محتاج به آموزش و پرورش قوی دانستند .شاه هم در 1340شمسی با تشکیل سپاه دانش و سپاه بهداشت و سپاه ترویج آبادانی اقدام مثبتی داشت.

علما بیشتر نگران دین مردم بودند . آیت الله بروجردی حاضر بود با همکاری شاه مردم را از گرایشات مارکسیستی و گرایشات لیبرالی دور کند .

علامه کرباسچیان با مهندس رضا روزبه زنجانی و کمک بازاریان مدرسه علوی را تاسیس کند . تا هم کارشناس روز تربیت کنند هم دارای اعتقادات دینی باشند.

بهائیت هم که از زمان قاجار درصحنه حضور داشت تبلیغ دین با گرایشات نو -برجسته کردن آزادی دین -نقش زنان - زمینی کردن دین آسمانی -و......عمل میکرد.

انجمن ضد بهائیت هم طی یک سازماندهی مخفی  با گرایشات دین زمینی مخالفت داشت . شاه هم از این گروه ها به نفع سلطنت بهره برداری می کرد.

خلاصه این فرصت تاریخی با تشکیل ساواک و سازمان مخفی امنیتی و امپریالیستی  ضعیف شد .

بقیه علما دو دسته شدند عده ای مثل علامه جزایری به دنبال دین عرفانی و غیر سیاسی رفتند و عده ای هم مثل آیت الله کاشانی و امام خمینی دنبال کسب قدرت سیاسی بودند.

شهید مطهری قبل از انقلاب به حکومت شاه گفته بود اگر شما فقط روزی یکساعت از رادیو و تلویزیون را به ما بدهید . کشور را نجات داده گلستان می کنیم.

اتفاقا انقلاب شد و ده ها شبکه تلویزیونی را بدست آوردند ولی نتوانستند نیازهای اساسی کشور را مدیریت کنند؟

فرصت های تاریخی تمام میشوند غافل نباشیم.


درباره شناخت افراد

معمولا در اجتماع و در برخورد افراد باهم روش هایی جهت شناخت یکدیگر به طور نسبی وجود دارد.

ما در برخورد با دیگران اول به صحبت کردن آنان توجه داریم آیا هم زبان هستند یا هم شهری هستند؟

الگوی کلمات بکار برده شده الگویی معمولی هست یا الگویی خاص؟

درک همدیگر و ارتباط گیری باید تدریجی و در سیر زمان باشد.

افرادی که در خانواده های سالم و ایمن رشد کردند رفتار عادی دارند.

افرادی تلاش می کنند جلوه خاصی داشته باشند و عرض اندام خاصی دارند.

در مذاکرات فی مابین افرادی دقت در سخنانشان ندارند و هر حرفی را میگویند ولی افراد سالم دقت دارند .

هر حرفی را نگویند و هر حرفی رانشنوند ( ازاین گوش گرفته و از گوش دیگر خارج میشود) یعنی هر حرفی را جدی نمی گیرند به محدودیت های انسان کاملا توجه دارند.

در برخورد با اشخاص باروانشناسی سالم شاهد هستیم افراد نرمال  هرگزدروغ  نمیگویند و تظاهر به اموری که واقعی نیستند ندارند.

البته انسان ها دو گونه اند . عده ای درونگرا هستند و عده ای برونگرا هستند.

افرادی فکر می کنند می توانند ذهن دیگران را مدیریت کنند.

گاهی فرهنگ لغات اشخاصی خیلی کاسب مابانه است .درباره تجارت و ثروت و اقتصاد گفتگو می نمایند.

افرادی با فرهنگ سیاسی با دیگران برخورد دارند.

افرادی با فرهنگ مذهبی با دیگران تماس دارند. از زیستی معنوی و مذهبی دفاع می کنند .

افرادی با دیگران با کلام عادی برخورد داشته و از زیستی انسانی و معنوی و دوستانه برخورد دارند و......

افرادی در همه ارتباطاتشان دنیا را زنانه و مردانه می نگرند.

افرادی در ارتباط با دیگران سن خود و دیگران را خیلی مهم می دانند.

اگر از آنانی هستید که سریع درباره اشخاص داوری می کنید حتما در تجربه متوجه شدید که گاها اشتباه کردید.

امروز بیشترمردم  روابط دوستانه و محبت آمیزرا دوست دارند و مورد پسند همه است.


درباره شناخت مغز و اجزایش

آدرس در یوتیوب https://www.youtube.com/watch?v=fDhhJWSF7wUآموزش مفید درباره مغز و کارکردهایش

قسمت دوم روح ساخته دکترکریم رستگار

نکات مهم در نوار دوم روح

زبان یا بیان

بسم الله الرحمن الرحیم

 الرحمن (1) علم القرآن (2) خلق الانسان (3)علمه البیان (4)

الشمس والقمر بحسبان (5)والنجم والشجر یسجدان (6)والسماء رفعها و وضع المیزان (7)

الا تطغوا فی المیزان (8)واقیمواالوزن بالقسط ولاتخسروا المیزان (9)والارض وضعهاللانام (10)

فیها فاکهه والنخل ذات الاکمام (11)   والحب ذوالعصف والریحان (12)فبای ءالاء ربکماتکذبان (13)

در جوانی وقتی فلسفه میخواندم گفته میشد :

وجود شامل ( عالم خارج از ذهن ) و  (ذهن ) است . 

ماتریالیست ها به عین (عالم خارج از ذهن) اصالت می دهند و ایدالیست ها به ذهن اصالت می دهندو رالیست ها هر دو را اصالت می دهند.

هم درون را بنگریم و حال را                هم برون را بنگریم و قال را

از زمان فیلسوف های فلسفه تحلیلی و ویتگنشتاین فیلسوف مبتکر (بازی) واهمیت ( زبان) در فلسفه امروز تعریف وجود جدید است.

وجود سه مولفه دارد  عین - ذهن -  زبان

اهمیت بیان و زبان امروز بر هیچکس ( از اهل علم )  پوشیده نیست.

در بیان یک مطلب یا یک واقعیت ما از مفاهیم بهره می بریم دیگران هم از همین مفاهیم بهره می برند مهم ترکیب مفاهیم و جمله سازی است.

در فهم یک اثر ادبی لازم است مفاهیم را بشناسیم ولی کافی نیست ما باید قدرت فهم آن موضوع مورد بحث  را داشته باشیم.

مثلا ما می خواهیم عبارات قرآن مجید را بفهمیم یادگیری مفاهیم آن لازم است اما صرف تبیین مفاهیم درک صحیح رابدنبال ندارد.

در قرآن مجید مفاهیم  - کرسی - السموات والارض - عرش - ملئکه - جن - شیطان -ابلیس -آدم -هفت آسمان - ایمان - تقوی - قلب - صراط - امام - نبی -رسول  -حساب - جهاد - تصدیق - تکذیب - کتاب -قیامت - محشر - عذاب - وعده - وعید - صلوه- زکوه -رحم-اخلاق  ........................................وجود داردآیا صرف معنی تحت الفظی میتواند مارا در درک قرآن یاری کنند . یا اینکه ما باید نسبت بهواقعیت های عالم مثلا  فیزیک عالم - دنیای نجوم - شیمی و علم الاجتماع و میدان روان شناسی خویش آشنا باشیم.؟


درباره اعتبار و حقیقت

بعضی ها فکر می کنند گناهان به خاطر این که خدا امری را ممنوع کرده است گناه است .کلوا  واشربوا ولا تسرفوا.به اندازه غذا میل کنید و زیادخوردم ممنوع است.

امروز پزشکان میگویند در خوردن زیاده روی نکنید هم چاق میشوید هم بیماری قند و کبدچرب میگیرید.

اما گناه بیشتر به خاطر ماهیت خودش که تالی فاسد دارد ممنوع است نه به خاطر این که قانون گفته مجاز نیست.

علامه جزایری میگوید آیا میشود فرض کرد که خدا ظلم کند؟به ما بگوید ظلم نکنید؟ او می گوید خدا هیچگاه ظلم نکرده است و نخواهد کرد.

آیا میشود خدا خودش دروغ بگوید اما به دیگران توصیه کند راست بگویید؟

آیا میشود فرض کرد خدا به مخلوقاتش بی توجه است و برای آنان خیر تدبیر نکند؟

هر نیکی که وجود دارد از خداست و هر بدی که وجود دارد از انسان صاحب اختیار وآزادی است .

روایتی است که میگوید اگر حواستان به اجتماع نباشد و امر به معروف و نهی از منکر نکنید ستمکاران بر شما مسلط میشوند.

ما فکر می کنیم گناه مانند چراغ راهنمایی رانندگی است عبور از چراغ قرمز ممنوع است . که بسیار آنرا نقض می کنند ولی دچار حادثه نمیشوند.

در جامعه اگر افرادی کار نکنند و بارباخواری و بهره گرفتن مالی زندگی کنند باعث عدم تعادل جامعه میشودو فقرا افزوده میشوند




سخنرانی های حاج آقامرتضی جزایری (تاریخ علمی)

سخنرانی های ماه محرم در آپارات - علامه جزایری  

فایده دین و نیاز دین برای انسان

آقای دکترمصطفی ملکیان سوالی مطرح کرده است که فایده دین چیست؟انسان امروز چه نیازی به دین دارد؟

درباره این سوال فکر کردم دیدم.  اولین نقش دین در اجتماع - چینش و تنظیم و تعریف خانواده و اجتماع است .

شما فکر کنید اگر حرمت ازدواج خواهر و برادر - پسر و مادر - دختر و پدر - رعایت نشود چه پیش خواهد آمد.

هم چنین محرم بودن مادر زن   و حرمت ازدواج با خواهر زن - محرم بودن خاله و عمه برای پسران و دایی و عمو برای دختران تنظیم و چینش اجتماع است.

دومین نقش دین در زندگی راهنمایی خوراکی ها است . حرمت شراب - حرمت گوشت خوک - خوردن سوسگ و ........

سومین نقش دین حرمت آدم کشی و قتل - خودکشی و ......................

حرمت سرقت و تجاوز به مالکیت  دیگران ........... بعبارتی احترام به مالکیت و حق کار بر زمین.....

احترام به استقلال انسان - روز قیامت انسان فرد محشور میشود.مهم نیست پدرش کیست شهرش کجاست اسمش چیست.

رحم به دیگران  و بخشش تعدی دیگران به خاطر خدا

جهاد باظلم بدون در نظر گرفتن آسیب دیدگی - جهاد با دروغگویی - جهاد با ریا در نماز - جهاد با نفاق-

توصیه به ازدواج - توصیه به فرزندآوری -خدمت به فقرا - خدمت به ایتام - خدمت به طعام مسکین


فرق دانستن و شناختن

سالها قبل متنی خواندم که برای دانستن و شناختن فرق قائل بود و من در این باره بسیار فکر کردم . امروز بسیار از نکته هایش برایم روشن شده است .و چون میدانم مفید است برای شما توضیح می دهم .

اول اینکه یک شناختن داریم قبل از دانستن در باره چیزی یا کسانی - دوم شناخت هایی داریم که بعد از دانستن و آموختن است .

سوال اول اینکه انسان ابتدا  موضوعی را میداند و بعد  می شناسد یا برعکس.

نوزاد اول مادرش را حس می کند و می بوید و می شناسد .پس از شیر خوردن و در آغوش مادر رفتن شناختش تکمیل می شود. بعد که بزرگ شد شاید در باره  مادر مطالب زیادی یاد بگیرد.

انسان هایی چون بردگان و ضعفا اول ظلم را حس می کنند بعد کم کم درباره آن چیز هایی یاد می گیرند.

از نظر فلسفی اصطلاحی داریم به اسم قوه  و فعل - مثلا یک بذر بالقوه یک درخت است اما باید تحت شرایط زمان و مکان خاصی  پرورش یابد.

شاید نام دیگر شناختن و شناخت  - مفهوم ادراک باشد - مثلا می گویند دختران شاید مادر شدن را ادراک کنند شاید هم بدون ازدواج و فرزند داشتن مادر شدن را ادراک نکنند .

اما یک پسر هیچوقت مادر بودن را ادراک نمی کندچون اصلا بالقوه مرد بودن یعنی مادر نشدن - چون فیزیولوژی بدنش نمی تواند در شرایط مادر بودن قرار بگیرد.

این جریان و اصطلاح دانستن و شناختن در باره خیلی موضوعات صدق می کند.

مثلا می گویند فلان شخص کاردان است .اما کارشناس نیست . یعنی تجربه عملی و اجرایی آن کار را ندارد.

ما انسان ها همه دارای تجربیاتی هستیم که ویژه خودمان است . روستایی یک تجربه هایی دارد که شاید یک شهروند آن تجربیات را ندارد.

فقرا تجربیاتی دارند که ثروتمندان ندارند - ثروتمندان تجربیاتی دارند که فقرا ندارند.

زنان تجربیاتی دارند که مردان ندارند و بالعکس - جوان های امروز  حالاتی دارند که سالخوردگان ندارند .چون جوانی آنان طور دیگری تجربه شده است.

فطرت انسان محل احساس ها و حافظه روانی و شناختن ها ی اوست و مغز انسان و حافظه انسان محل دانش های او می باشند.


وقتی می خواهیم درباره کسی داوری کنیم باید مدتی با او نشست و برخاست کنیم تا او را درست بشناسیم.

امروز مردم می خواهند رئیس جمهور انتخاب کنند چگونه باید این افراد را شناخت و آیا درباره آنان اطلاعاتی داشتن کافی است؟




راز دوام حرکت بسوی حق

رجال لاتلهیهم تجاره ولابیع عن ذکرالله و اقام الصلوه و ایتاء الزکوه یخافون یوما تتقلب فیه القلوب والابصار - سوره24نورآیه37 -

انسان هایی که هیچ چیزی باعث سرگرمی اشان نمیشود و غفلت از ذکر حق - الله - ندارند.

ان الذین کفروا اتبعوا الباطل وان الذین آمنوااتبعوا الحق من ربهم .سوره محمد47 آیه 3- 

کافرین از باطل پیروی می کنند یعنی عمل آنها به هدف صحیح نمی رسد و مومنین با اعمال صحیح و با اخلاص به هدف های رشدیابنده خویش می رسند.

ان الذین لا یومنون بآیات الله لایهدیهم الله و لهم عذاب الیم (سوره 16آیه 104)

انسان هایی که به قوانین واقعی و  تکوینی و طبیعی عمل می کنند (یعنی پنبه را از آتش دور نگه میدارند.)و به قوانین اجتماعی و اعتباری احترام می گذارند. از چراغ قرمز عبور نمی کنندو حقوق دیگران را رعایت می کنند.آیات خدا را و حدود الهی را بکار می برند.و حق خدا را و حق مردم را ادا می کنند .

روزی خداوند به موسی گفت موسی من مریض بودم چرا به عیادتم نیامدی ؟ موسی با تعجب گفت خدایا مگر شما مریض میشوید.خداوند در جواب گفت وقتی همسایه شما مریض بود به عیادتش نرفتی و به او کمک نکردی مرا فراموش کردی .

همه ما تجربه داریم که گاهی اشخاصی از ما آدرسی می پرسند یا در باره مشگلی راهکار می جویند بعضی با روی باز پاسخ می دهند.حتی دست ما را می گیرند و به مقصد می برند. ولی بعضی جوابی نمی دهند و می گویند ما نمیدانیم . سری که درد نمی کند نباید دستمال ببندیم . یعنی ما با هوش هستیم و کارهایی که برایمان تعهد آور است انجام نمی دهیم.

متاسفانه از آن بدتر بعضی با بی اطلاعی به دیگران آدرس غلط می دهند.و از سرگردانی مردم لذت می برند.

وقتی کارهایی خلاف قوانین طبیعی و تکوینی نباشد همسو با مسیر حق می باشد و  مانند این است که موتوری آنرا پشتیبانی می نماید.

باید کارهای خوب انجام داد و از کارهای خلاف پرهیز نمود .