پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید
پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید

دین خویی یا حق خویی

قبلا مطالبی درباره اینکه خوی انسان او را بیشتر از همه چیز هدایتش می کند.نوشتم

امروز می خواهم بگویم که طبق احادیث و اخباری از تاریخ اسلام گفته شده است که پیامبر اسلام نه دین یهودی داشته است و نه دین مسیحی!

نقل است که پیامبر اسلام حنیف بوده است . و در تعریف حنیف گفته اند که کسی که حق گرا و خوی گرایش به حق دارد .

ما اگر از کودکی در حالات خویش دقت کنیم انسان ها دو گونه هستند یا اینکه منتظرند حق را کشف کنند و تسلیم آن باشند.

دیگر اینکه همانطور که از اجداد و پیشینیان ادبیات و مال و منال به ارث می برند دین اجدادی هم به ارث می برند.

تاریخ ایران مردم ایران را دین خو معرفی می کنند چه در زمان زرتشت و چه بعد از آن یعنی حمله اعراب به ایران .

درست است که ما کتاب می خوانیم و فلسفه می خوانیم  و مثلا در آزادی دین خود را انتخاب می نماییم .ولی گرایشات دینی ما دو گونه است یکی دین ایدئولوژیک و یکی دین با گرایش حق گرایی. و همیشه آماده ایم حق را بپذیریم.

بعضی معنی اسلام را همین می دانند که انسان تسلیم حق هست در همه حال - تا آخر عمر در دگرگونی می باشد.

دعای خدا آخر و عاقبت ما را به خیر برساند را حتما شنیدید.

حق خویی - فقط حق گویی نیست بلکه تسلیم حق هم باید باشیم. در کلیه صفات حق.

انسان باید تواضع داشته باشد رحم داشته باشد کرم داشته باشد عیب پوش باشد .عذر پذیر باشد.

و از صفات بد دوری گزیند .  مثل برتری طلبی -استثمارگری-تنبلی -زیاده طلبی -بی رحمی - دروغگویی -ریا - مقام طلبی و ..



درباره شناخت افراد

معمولا در اجتماع و در برخورد افراد باهم روش هایی جهت شناخت یکدیگر به طور نسبی وجود دارد.

ما در برخورد با دیگران اول به صحبت کردن آنان توجه داریم آیا هم زبان هستند یا هم شهری هستند؟

الگوی کلمات بکار برده شده الگویی معمولی هست یا الگویی خاص؟

درک همدیگر و ارتباط گیری باید تدریجی و در سیر زمان باشد.

افرادی که در خانواده های سالم و ایمن رشد کردند رفتار عادی دارند.

افرادی تلاش می کنند جلوه خاصی داشته باشند و عرض اندام خاصی دارند.

در مذاکرات فی مابین افرادی دقت در سخنانشان ندارند و هر حرفی را میگویند ولی افراد سالم دقت دارند .

هر حرفی را نگویند و هر حرفی رانشنوند ( ازاین گوش گرفته و از گوش دیگر خارج میشود) یعنی هر حرفی را جدی نمی گیرند به محدودیت های انسان کاملا توجه دارند.

در برخورد با اشخاص باروانشناسی سالم شاهد هستیم افراد نرمال  هرگزدروغ  نمیگویند و تظاهر به اموری که واقعی نیستند ندارند.

البته انسان ها دو گونه اند . عده ای درونگرا هستند و عده ای برونگرا هستند.

افرادی فکر می کنند می توانند ذهن دیگران را مدیریت کنند.

گاهی فرهنگ لغات اشخاصی خیلی کاسب مابانه است .درباره تجارت و ثروت و اقتصاد گفتگو می نمایند.

افرادی با فرهنگ سیاسی با دیگران برخورد دارند.

افرادی با فرهنگ مذهبی با دیگران تماس دارند. از زیستی معنوی و مذهبی دفاع می کنند .

افرادی با دیگران با کلام عادی برخورد داشته و از زیستی انسانی و معنوی و دوستانه برخورد دارند و......

افرادی در همه ارتباطاتشان دنیا را زنانه و مردانه می نگرند.

افرادی در ارتباط با دیگران سن خود و دیگران را خیلی مهم می دانند.

اگر از آنانی هستید که سریع درباره اشخاص داوری می کنید حتما در تجربه متوجه شدید که گاها اشتباه کردید.

امروز بیشترمردم  روابط دوستانه و محبت آمیزرا دوست دارند و مورد پسند همه است.


دل خویش را پاک کنیم تا حرم الهی شود

درون و بیرون

تمام صفات و حالاتی که درانسان موجود است و از ظاهر او پیدا نیست درون و باطن او است

باطن انسان گاهی به قلب انسان و دل انسان گفته می شود

میل های درونی ما و صفات حمیده و رذیله از جمله آنان است

حسادت ها و بخل ها و طمع ها  و تواضع ها و اخلاص ها و مهر و شفقت واقعی (نه ریایی)

هدف های ما نیز درن ما هستند شاید بیان کنیم و عده ای از آنها آگاه باشند

مثل علاقه به پول و قدرت و شهرت  و علاقه به ایثار و گذشت و تسلیم حق بودن

اگر ما همیشه به فکر پول باشیم معنی آن این است که کعبه آمال ما ثروت و قدرت است و گرد آن طواف می کنیم

چنانچه هدف های ما دنیایی و برتری طلبانه باشد دل ما خانه بت هایی است که می پرستیم اگردر کعبه باشیم

و چنانچه دل های خویش را از هدف ها و میل ها و صفات منفی اخلاقی جارو کنیم حرم امن الهی می شود


انقلاب ( آری ) یا ( نه )

اگر به ساختمان بسیار قدیمی توجه کنیم درک می کنیم باید تجدید بنا شود و تعمیرات ناصحیح است

خانه از پای بست ویران است   

                           خواجه درفکر نقش ایوان است

داوری در ساختمان دولت و حکومت نیز چنین است باید دید در سال 1357 آیا نیاز به انقلاب بوده است

به نظر من از زمانی که فرمان مشروط امضاء شد دیگر نیاز به انقلاب نبود

و افراد زیادی به این نکته توجه دادند ولی عده ای گوش ننمودند و منافع در انقلاب داشتند


مهندس مهدی بازرگان  گفت 

               خدایا ما باران خواستیم  و سیل آمد

اگر نهاد های حکومت تشکیل می شد و همه به حق خود قانع بودند امروز میلیاردها دلار

هزینه نداده بودیم و میلیون ها انسان کشته نشده بود و میلیاردها دروغ گفته نمی شد

و رسم فریبکاری بساطش برچیده می شد

اما ساده اندیشی است اگر توجه کنیم مردم به قانون سر تسلیم فرود آورند

هرکس می خواهد حداکثر بهره برداری را داشته باشد پس ابتدا باید انسان

تربیت شود و تمایلات برتری طلبی کنترل شود و مقام پرستی منکوب شود

اعتباریات در جامعه آموزش داده شود و افراد به دنبال توهمات نباشند

من دعا می کنم که دیگر هیچکس هوس انقلابیگری نکند و جامعه به صراط مستقیم برود

اصل بر  تعالی اخلاق و انضباط اجتماعی باشد


تِلکَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدونَ عُلُوًّا فِی الأَرضِ وَلا فَسادًا ۚ وَالعاقِبَةُ .



صدق الله العلی العظیم