پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید
پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید

مهارتکده اندیشه و خلاقیت دکتر حسن فراهانی

بیش از ده سال قبل با متاردینگ آشنا شدم  اصل نظریه  دکترحسن  فراهانی این بود که اکثر اشخاص فقط از یک نیمکره  مغز خویش استفاده می کنند و برای فعال کردن نیمکره راست مغز باید حافظه تصویری یا حافظه دیداری را باید تقویت نمود.

ایشان یک سری تصویررنگی  با شماره ردیف از یک  ( 1 ) را پیشنهاد دادند و خواستند افراد این تصاویردر معرض چشم گذاشته و آنها  را مرتب مرور کنند تا هر گاه شماره ای را شنیدند این تصاویر جلوی چشمشان رژه بروند .

تمرین هایی هم برای تقویت چشم  پیشنهاد دادند  تمرینات فلشر چشم  و فیلم های رنگی با تصاویر متحرک  همراه با دیدار نورهای هفت رنگ اصلی عرضه کردند.

چند جلسه کلاس های دکتر فراهانی وگپ و  صحبت هایش بصورت فیلم و چند جزوه متنی که در کانال تلگرامی  دوستدار علم    http://t.me/yarshoma

بصورت متن تقدیم شده است.

من نیز بصورت فطری از کودکی بسیار به تصاویر علاقه داشتم و کتاب تاریخ قدیم به خاطر عکس هایش مورد توجه ام بود و از زمانی که سینما و تلویزیون آمد فیلم هایش خیلی مورد توجه ام بود.

یکی از ویژگیهای انسان تصویر سازی ذهن او است که میتواند برای رشد و عدم رشدش ( سقوط ) بکار رود .

کسانی که افسرده هستند باید از فشردن چشم ها و در تاریکی بودن  ذهن دوری کنند . و چشم خود را همیشه باز نگه دارند و فضا را بزرگ کنند  و گشایش دهند.

جامعه رابزرگ و  باز ببینند.

در سری برنامه های زندگی پس از زندگی افراد همیشه از توانایی حس بینایی و دیدن رنگ ها و تصاویر زنده صحبت می کنند.

مثل اینکه در عالم برزخ ما هستیم  و نگاه .



یک دلیل عقب ماندگی ایرانیان

شاید خیلی از متفکرین به این نکته تاکید کرده اند که در مسائل نظری و پروژه های عملی  از صفر شروع نکنید .

در ساحت های مختلف  باید به گذشته پروژه ها یا امور نظری  توجه کرد  و از خود پرسید پیشگامان این عرصه چه کسانی بودند . با یادی از آنان به کار خود ادامه دهیم.

در شناخت انسان و پیرامونش  یا به عبارتی  در تعریف متن و حاشیه آن  قلم فرسایی زیادی شده است  (سید مرتضی جزایری ) اما برترین ویژگی انسان را بی نهایت طلبی اش گفته اند.

پروسه تکامل انسان پروسه تکامل روانی اش است. ما در برخورد با دیگران متوجه می شویم چقدر افراد متفاوت هستند.

تنها چیزی که امور اجتماعی را به نظم و قانون هدایت می کند کانون اجباری خانواده ها در همه دنیا و حضور بچه ها و وجود کودکان در چرخه زندگی است.

استاد محمد جعفر مصفا می گفت بچه ها ما را به فطرت دعوت می کنند.

ابوالحسن بنی صدر در روش شناسی پیشگام بود و چنانچه راه او ادامه پیدا کند زور از روابط دور میشود و انتخاب و شناخت روابط  کانون توجه و راهنمای عمل میشود.

دکتر محمد مصدق - نهضت ملی شدن نفت - استقلال سازمان های سیاسی - دکترین های امت و  ملت و ملی-استاد علامه محمد حسین طباطبایی (مبتکر فلسفه قراردادهای اجتماعی و اعتباریات )

خیلی از متفکرین خصوصا کسانی که می خواستند علمی از مسائل گذر کنند دچار اجبار و جبرگرایی شدند.

ادبیات کانون فرهنگ همه کشور ها و توشه راه انسان است خصوصا ادبیات ایران و زبان  فارسی که حامل عشق و محبت می باشد.

در رابطه با مبتکر متا ریدینگ باید گفت دکتر حسن فراهانی از حافظه دیداری بسیار گفتگو می کرد و خواستار فعال کردن نیمکره راست مغز می باشد.

من نیز از کودکی عجیب تحت تاثیر حافظه تصویری بودم و از زمانی که به هنر سینما و فیلم آشنا شدم در کلیه عرصه اجتماعی تاثیر مثبت آنرا در متن جامعه دیدم.

از تجربه کشورهای همسایه که فرهنگ مشابه مارا دارند نیز باید استفاده کرد.مثل اقبال لاهوری از هند و پاکستان .

از تمدن غرب و کلاسیک هم همه باید بهره ببرند مهندس بازرگان و روشنفکران دینی تلاش مشابهی دارند .

آیت الله طالقانی  و کسانی از نواندیشان چون دکتر حبیب الله پیمان از نهضت ملی مذهبی ها  مورد توجه ما باشند.

البته نهضت حکومت خواهان و افراد معتقد به کسب قدرت به هر صورت امتحان خود را در این چهل سال  دادند.

موازنه قوا در غرب و در آمریکا برابر روسیه و چین کمونیست  هم عامل بسیار قوی در شکست جنبش های آزادیخواهان بوده است .

باید از عجله برای پیروزی پرهیز کرد مثل دکتر کریم رستگار کم کم کار کنیم و توقع نتیجه فوری نداشته باشیم.


وحدت و وفاق هدف هستند یا تاکتیک؟

در پست قبل گفته شد که هدف امپریالیسم امریکا با توجه به دین خویی مردم ایران و دین مداری زندگی در ایران  خواست تخم تفرقه ای بنام کمونیزم و اسلام  را کاشته و آبیاری و مدیریت کند و  بدینوسیله اهداف عدالت خواهی و قیام برای آزادی و استقلال ایران  را به بن بست بکشاند.

مردم شریف ایران سال 1357 به صحنه آمدند و قبل از رسیدن به اهداف خویش  ( تشکیل مجلس موسسان واقعی ) طبقه حاکمه ایران و امریکا با ساخت و پاخت  رئیس ارتش  (سپهبد قره باغی ) و ساواک تعمیق انقلاب مردمی را مصادره کردند.

به بهانه های مختلف قبل از پیروزی انقلاب در زندان اوین اختلاف افکنی داشتند و  عده ای از مبارزین و بزرگان و هم چنین  آقای رفسنجانی و ............. مانع اختلاف افکنی ساواک  دربین مبارزین  زندان  بودند   مثل  ( مسئله نجس و پاکی  شرعی  کمونیستها )  و علمای زندان مانع  بهره برداری اختلاف افکنی  ساواک  شدند. اما عده ای دیگراز زندانیان  نادان و ساده ( یا مغرض )   اختلاف ها را دامن زدند . و  مبارزین و  مجاهدین را بایکوت کردند.

زندانیان موتلفه تضاد اصلی انقلاب و مبارزین  را مجاهدین خلق معرفی کردند و پس از پیروزی انقلاب و استخلاص از زندان  به انتقام گیری پرداختند   (نمونه سال59 اعدام های اسداله لاجوردی )

جنبش  مجاهدین خلق در زندان با افراشتن پرچم وحدت در پاسخ به تغییر ایدئولوژی عده ای از اعضاء  خود و خیانت تقی شهرام  و نواختن بر کوس تفرقه توسط موتلفه  -  گفته بود سازمان مجاهدین خلق یک سازمان سیاسی است با محوریت مبارزه با استبداد ومبارزه با  امپریالیسم - سازمان ما یک سازمان مذهبی و دینی نیست ودر درجه چندم دینی است . و مسائل ایدئولوژی کم کم حل میشود . ما به کمونیست ها به خاطر مبارزه با امپریالیسم احترام می گذاریم و آنها را نجس نمی دانیم.

بعد از پیروزی انقلاب و دستگیری تقی شهرام عده ای از مبارزین میل داشتند او محاکمه شود و سیاست های اعمالی منجر به تغییر ایدئولوژی  در سازمان را توضیح و روشنگری کند ولی   با وجود درخواست تعویق محاکمه و.... هاشمی رفسنجانی از لاجوردی تقی شهرام  را سریع اعدام کردند.تا شاید حقایق افشا نشود .

تند روی های موتلفه و متحجرین در بعد از پیروزی انقلاب  باعث شد مجاهدین هم تند روی کردند و صحنه سیاسی کشور متشنج شد.و بقیه اش را خود می دانید.

مرحوم علامه مرتضی جزایری گفته بود طبق آیه قرآن هرکس که به خدا ایمان آورد و به معاد ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد او نجات یافته است  شیعه است یعنی هدایت یافته است.

اختلافات ظاهری بین شیعه و تسنن را قبول نداشت . می گفت هرکسی انصاف دارد    اخلاق نیکو دارد پیرو امیرالمومنین است.

خیلی ها درباره امیرالمومنین از مسیحیان   مثل ( ابن ابی الحدید ) یاافرادی از  اهل سنت بودند با ارادت به مولی کتاب های خوبیدر فضایل  ایشان  نوشتند ولی ظاهرا شیعه نشدند.

من خودم سالها در این فکر بودم که چرا توشهیکو ایزوتسو ژاپنی که چند کتاب عمیق در باره قرآن نوشته است چرا مسلمان نشده است.

به نظر می رسد که چون همه انسانها در انسانیت وحدت دارند و چنانچه هرکسی عمل نیک انجام دهند اهل نجات هستند .

علامه جزایری می فرماید کی گفته است هرکه کلمه لااله الا الله بر زبان آورد مسلمان است ؟ انسان ها بایداخلاقشان  صحیح و شکوفا شود تا مسلمان شوند.

معاویه منافق و.........امویان - هم چنین  حکام جورمنافق  عباسی به خاطر اینکه خود را مسلمان معرفی کنند با تعیین اینکه هر که گفت لااله الا الله  مسلمان است چون می خواستند خودشان هرخلافی و هر  جنایتی بکنند و با مستمسک  گفتن این کلمه خود را مسلمان بدانند.

فقهای محترم هم  برای ورود یک نفر به دین آسان گرفتند و گفتن  این کلمه لااله الا الله  را گفته اند ولی این کلمه تازه آغاز کار است و باید انسان بودن خویش را ثابت کنند.

علامه جزایری می گفت قولوا لااله الا الله تفلحوا را  به زبان و ظاهری گفتن ما قبول نداریم و سند ندارد و جعلی است.

وحدت و وفاق همه ما در انسانیت ما و رفتار اخلاقی ماست علامه می گفت کسی اگر رحم و مروت نداشته باشد او مسلمان نیست.

از صفات دیگر مومنین کرم های مالی و بخشش های مالی و انسانی او است عیب پوشی و عذر پذیری است .

وفاق و دوستی باید سرچشمه اش محبت و وفا و عدل و انصاف باشد . و همه انسانیت را شامل میشود .



محاکمه هدایت شده خسرو گلسرخی

در ادامه پست قبل 

آیا انقلاب ایران طبیعی انجام شد؟

من چون از نظر سنی از قبل از انقلاب در باره مسائل سیاسی فکر می کردم و در جریان نهضت اعتراضی مردم بودم و خود نیز شرکت کردم .اما امروز به جمع بندی جدیدی رسیدم که براساس فاکت های اجتماعی  تاریخی  می باشد.

در قبل از انقلاب چند حادثه مهم اتفاق افتاد . یکی نهضت انقلابی کوبا ( فیدل کاسترو - چگوارا ) و نهضت جنگ های چریکی در دنیا بودعده ای تحت تاثیر مائوئیسم چین بودند و عده ای نیز دنباله اتحاد جماهیر شوروی - و حزب توده بودند.   همه کشور ها تحت تاثیر بلوک شرق قرار گرفتند.مثل فلسطین و  احزاب بعث عراق و سوریه ...مصر...


در ایران هم مبارزین چپ بودند  ( کمونیستها ) و هم مبارزین سبک نواب صفوی  (نهضت پانزده خرداد ) و هم   مجاهدین ملی مذهبی بودند  - و هم مجاهدین ملی (معتقد به مبارزه جبهه انقلاب )با گرایش های سوسیالیستی بودند - که در برابر رژیم شاهنشاهی قیام کردند . و تعداد زیادی دستگیر و اعدام شدند و تعداد زیادی  در مبارزات خیابانی شهید شدند .و بقیه هم به حبس های طولانی محکوم شده بودند .

من که تازه سال 56 به دانشگاه تهران رفته بودم  وقتی تحلیل ها را می شنیدم می گفتند در زندان ها بسیار زندانیان مهمی وجود دارند.

یکی از بازیگران این غائله دکتر علی شریعتی بود ساواک به او گفته بود از اسلام و انقلاب  هر پیامی می دهی بگو اما از مبارزه مسلحانه نهی کن. (  زیرا فرمان از دست بازیگران رژیم خارج میشد.)   امریکا در راس هدایت این جریان بود 

جریان تقی شهرام  مشکوک و تغییر ایدئولوژی مجاهدین خلق هم خیلی صدا کرده بود و در زندان هم مبارزین مجبور بودند تعیین موضعگیری کنند .

آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری هم در زندان اوین  قبل از انقلاب سازمان  مجاهدین خلق را قبول نداشتند و آنان را قدرت پرست می دانستند .ساواک به جریان روحانیت پر و بال می داد.

نکته مهمی که من می خواهم بگویم  و همه مبارزین غفلت کردند یا می دانستند و به مردم نگفتند و مردم را نامحرم شمردند .بحث اتحاد مبارزین و کمونیستها بود که توسط کارتر و آمریکا دنبال می شد که سیاست علیه اتحاد جماهیر شوروی بود. امریکا یی ها  پیش بینی می کردند حتما یک انقلاب چپ در ایران اتفاق خواهد افتاد .

می خواستند مثل انقلاب های مخملین خودشان آن را هدایت کنند.

دکتر شریعتی بازداشت شده بود و عده ای می گفتند با ساواک همکاری می کرد که او را آزاد کردند.( شاید برای رهبری انقلاب )

آقای خامنه ای در پاسخ همکاری شریعتی با ساواک گفته بود علی شریعتی خیلی باهوش بود و ساواک را فریب داده بود . یعنی همکاری اورا با ساواک توجیه می کردند.

در محاکمه نمادین خسرو گلسرخی که از تلویزیون ملی ایران پخش شد (عجیب  بود و مشکوک ) توسط دادگاه نظامی بود و او شعر دکلمه می کرد و می گفت من یک کمونیست هستم ولی  من از    حسین (امام) مجاهد انقلابی خاورمیانه آموختم . ( شرط پخش محاکمه او چیزی که ساواک از او خواسته بود بگوید )

چیزی که آمریکایی ها دست کم گرفته بودند اطرافیان امام خمینی  بود مثل دکتر ابوالحسن بنی صدر که همه اطلاع دارند شعار اصلی مردم را او طرح کرده بود.

استقلال  آزادی  جمهوری اسلامی

اول امام خمینی با هدایت بنی صدر در نوفل لوشاتو مصاحبه های خوبی کرد ولی بعد از کسب قدرت به وعده ها عمل نکردند.(ولایت مطلقه )

خلاصه جمع بندی این است که امریکا با رهبری کارتر علیه اتحاد جماهیر شوروی آشی پختن بنام  (  اسلام سوسیالیستی )  که هم شوروی را برای حمله به ایران خلع انگیزه کنند و هم خود در نفوذ و رهبری آن دست بالا داشته باشند .

بازیگران کادر رهبری مجاهدین با شرکت تقی شهرام  - دکتر علی شریعتی - خسرو گلسرخی  و ...............................

البته با تسخیر سفارت آمریکا معادلات به هم خورد ولی دوباره با تحویل آمریکاییها  و دستگیری و  کشتن سران حزب توده  معادلات بغرنج شد.

به نظر من انقلاب هر چه بود افراد خود را نشان  دادند آقای خمینی و احمد خمینی - مهندس بازرگان و بنی صدر  - مجاهدین خلق و آیت الله منتظری و ... خود را نشان دادند. عده ای قبول شدند و عده ای رفوزه شدند.

امروز روسیه دنبال همان بازیهای آمریکایی بازی جدید با حضور ایران راه انداخته است .


دین خویی یا حق خویی

قبلا مطالبی درباره اینکه خوی انسان او را بیشتر از همه چیز هدایتش می کند.نوشتم

امروز می خواهم بگویم که طبق احادیث و اخباری از تاریخ اسلام گفته شده است که پیامبر اسلام نه دین یهودی داشته است و نه دین مسیحی!

نقل است که پیامبر اسلام حنیف بوده است . و در تعریف حنیف گفته اند که کسی که حق گرا و خوی گرایش به حق دارد .

ما اگر از کودکی در حالات خویش دقت کنیم انسان ها دو گونه هستند یا اینکه منتظرند حق را کشف کنند و تسلیم آن باشند.

دیگر اینکه همانطور که از اجداد و پیشینیان ادبیات و مال و منال به ارث می برند دین اجدادی هم به ارث می برند.

تاریخ ایران مردم ایران را دین خو معرفی می کنند چه در زمان زرتشت و چه بعد از آن یعنی حمله اعراب به ایران .

درست است که ما کتاب می خوانیم و فلسفه می خوانیم  و مثلا در آزادی دین خود را انتخاب می نماییم .ولی گرایشات دینی ما دو گونه است یکی دین ایدئولوژیک و یکی دین با گرایش حق گرایی. و همیشه آماده ایم حق را بپذیریم.

بعضی معنی اسلام را همین می دانند که انسان تسلیم حق هست در همه حال - تا آخر عمر در دگرگونی می باشد.

دعای خدا آخر و عاقبت ما را به خیر برساند را حتما شنیدید.

حق خویی - فقط حق گویی نیست بلکه تسلیم حق هم باید باشیم. در کلیه صفات حق.

انسان باید تواضع داشته باشد رحم داشته باشد کرم داشته باشد عیب پوش باشد .عذر پذیر باشد.

و از صفات بد دوری گزیند .  مثل برتری طلبی -استثمارگری-تنبلی -زیاده طلبی -بی رحمی - دروغگویی -ریا - مقام طلبی و ..



حق وجود و حق حیات فطری است

حق وجود یا حق حیات ذاتی است . یعنی هر موجودی  باید وجودش محترم باشد و وجود جانداران    چون رو به رشد و تکثیر است باید حمایت شود. مگر اینکه مزاحم حیات دیگر حیات داران شوند. 

در زیست شناسی و در اکولوژی تعادل محیط و تعادل جانوران در تاثیر متقابل آنها به رسمیت شناخته شده است . راز بقا همین قانون است.

مثلا  او ل آفرینش گیتی انرژی هابوجود آمدند  و بعد خلقت موجودات با حیات  ( سلول  های گیاهی ) و  گیاهان بوجود آمدند و  گیاهان دارای برگ باعث تولید اکسیژن شدند . و محیط کره زمین را مساعد برای  وجود جانداران اکسیژن خواه  و هوازی  کردند. 

در پله بعد حیوانات گیاهخوار متولد شدند و در پله دیگر حیوانات گوشتخوار پدید آمدند. وبدین ترتیب تعادل و چرخه حیات پدید آمد.

درسی سال قبل بچه خواهرم ( ده ساله ) آینه ای را برداشته بود و بازی می کرد به او با جدیت گفتم مواظب باش  آینه را  نیندازی و اگربر زمین  افتد می شکند. متاسفانه این کودک گفت عیب ندارد دایی اگر بشکنم پولش را میدهم.

به او گفتم به پولت نناز - تو اصلا حق نداری موجودی را از وجود و هستی ساقط کنی به اصطلاح از حیز انتفاع خارج کنید.

عده ای آب زیاد مصرف می کنند برق و گاز زیاد مصرف می کنند و می گویند پولش را می دهیم . این از لحاط فطری قابل قبول نیست . در آیه قرآن داریم که خداوند مهربان می فرماید ان المبذرین اخوان الشیاطین - اسراف کاران برادران شیطان هستند.

پس هر چیز با ارزشی مثل کاغذ مثل زمان مثل ثروت انسان و استعداد هایش نباید به بطالت ازبین بروند.

حق وجود و حق حیات فطری است  و ما باید آنرا پاس بداریم.

خداوند متعال قبل از وجود هر موجودی به او حق  وجود داد. لذا حتما از انسان ها خواسته است بگویند اهدناالصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم  بالاترین نعمت ها شکر نعمت ها می باشد یعنی هرچیزی را به اندازه و به جا مصرف کنید .

از چشم و گوش  وهوش و.................. خود نیز به جا و مناسب استفاده فرمایید.


در وصف پدر و مادر

قبلا در یکی از پست های قبل وقتی صفات رحمان و رحیم را توضیح میدادم . نوشتم رحمن یک محبت عام و تام است که بلا شرط است . ( مثل محبت مادر ) و رحیم یک محبت خاص است که باید درخواست ما باشد و در پاسخ آن به ما این محبت تحویل می شود .( مثل محبت پدر ) که مشروط است . یادم می آید وقتی کاری بدی می کردم پدرم با ناراحتی به من می گفت : من بچه نمی خواهم  من آدم می خواهم . یعنی تو باید خلاف نکنی تا من باتو خوب باشم .

اخیرا نوار تفسیر سوره یس توسط استاد سید محمد جزایری را گوش می کردم . در معنی و تفسیر آیه 14 اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذبوهما......هنگامی که برای آنان دو پیامبر فرستادیم  آنان تکذیبشان کردند . ایشان گفتند این دو پیامبر که ابتدا خداوند مهربان برای انسان فرستاده است . پدر و مادر می باشند آنان از بدو تولد ما  را ( فرزندان ) انذار و بشارت می دهند که اگر فلان کار را انجام دهی  دچار فلان مصایب می شوی و اگر فلان کار را انجام دهید به سلامت و سعادت و شادی  خواهید رسید.

من کمی دقت کردم  به این نتیجه رسیدم مادر ( شاید هر زنی مثل   خواهر  یا  خاله و ....  ) و پدر  ( شاید هر مردی  مثل  برادر یا عمو و ..... ) یعنی انسان ها از بچگی از جنس مخالف خویش پیام های خاصی دریافت می نماید که حالت ذکر و تذکر دارد .

و خلقت انسان در دو جنس از آیات الهی می باشد.

درک مادران و اقدامشان  دلسوزانه است . و درک پدران و اقدامشان به صورت  تدبیر و با حساب و کتاب است.

دو نیمکره مغز انسان هم مختلف اقدام می کنند یکی بصورت ریاضی عمل می کند و نیمکره دیگر بصورت احساسی و هنری درک و اقدام دارد.