پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید
پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید

خدای سید مرتضی جزایری - نوشته تسویری 1958

رابطه ها دوگونه اند رابطه های موثر در ذات وساختارها ( استراکچر)  و رابطه های موثر بررفتار دیگران ( فونکسیون )

مرحوم استاد سید مرتضی جزایری  گفت : گاهی خداوند غفارفقط  بدی های ما را - گناهان و رفتارهای منفی  ما را می بخشد . و گاهی طوری ما را  می بخشد و متحول می کند که ما نیز اهل گذشت و بخشنده رفتاربد دیگران میشویم.

عبارت بالا توضیحاتی لازم دارد اول اینکه گاهی ما شاد هستیم  و می خندیم ولی گاهی ما هم می خندیم هم دیگران راشاد کرده و می خندانیم.

گاهی ما می رویم ولی گاهی هم میرویم هم می رانیم.گاهی اطعمه و اشربه می خوریم  ولی گاهی هم می خوریم هم می خورانیم.گاهی از درد می سوزیم ولی هم زمان دیگران را می سو زانیم. گاهی انسانی فقط خود می فهمد اما انسان دیگری می فهمد و به دیگران  می فهماند .گاهی آدم ها خود غرق می شوند ولی بعضی هم غرق معنی می شوند هم دیگران را غرق معنی می کنند.گاهی  عاشق  و خراب می شویم اما زمانی هم خراب می شویم هم دیگران را عاشق و خراب می کنیم.گاهی فقط می گرییم ولی گاهی هم می گرییم وهم  می گریانیم . گاهی تابش می کنیم ومی تابیم و گاهی دیگران را به تابش رسانده و می تابا نیم .گاهی در عمل خوب و عمل صالح پاک می شویم و هم زمان دیگران را پاک می کنیم .و........................

 خدای مهربان هم انسان را به احسن وجه  خلق کرد و هم او را خالق کرد. به او قدرت خلاقیت بخشید و به نیروی ابتکار و نو آوری داد .

هم به او مهربانی کرد هم به او مهربانی  کردن آموخت . هم به او علم آموخت هم اورا معلم دیگران  قرار داد.   به عنوان نمونه خلقت مادرکه فداکار و مهربان است  و محبت بی دریغ ورزیدن و فداکاری به او داد . خلقت پدروقدرت مسئولیت و حمایت از خانواده  داد  و خلقت نوزاد و ضعف و بیچارگی اش  وابسته  به آنان و همه وابسته به یکدیگراز لطف خویش  به آنان بخشید

 و این معجزه ربوبیت و رب العالمین بودن است .

البته ما در اطرافمان اشخاصی می بینیم که فقط می خندند ولی تلاشی برای شادی دیگران ندارند .شاید چیزهایی بفهمند اما عاجزند که به دیگران بفهمانند.


اشخاصی می بینیم ثروت اندوخته کنند و به دیگران فخر فروشی کنند  و آنان را استخدام و استثمار کنند.آنان تلاش می کنند به هدف های خویش برسند ولی مانع رسیدن دیگران به موفقیت میشوند .خودشان فعال هستند ولی دیگران را درمسیر سلطه خویش فعال می دارند.مکر و تبلیغات شبانه روزی دارند تا از رشد و  استقلال دیگران جلوگیری کنند .و ....................................

سید مرتضی جزایری می گفت کسانی که بهترین اخلا ق را دارند  همه خوبی ها را دارند مثلا رحم دارند  تواضع دارند عذر پذیرند  عیب پوش دیگران هستند سخاوت دارند  و.............................همه این صفات را  از دیدن این صفت در دیگران تاثیر پذیرفته اند( از نیکان  از امامان ) و دراین صفات در خویش یافته اند

 ویا در فاز منفی اشخاصی که  تکبر دارند و  خسیس اند و یا  حسادت دارند و  یا اشخاصی  که حریص اند( یمنعون الماعون ) و    قدرت طلب اند بدون مسئولیت اند و کمک به دیگران نمی کنند . با افراداجتماع  مانند ابزار برخورد می کنند .وآنان را برای اهداف خویش بکار می برند .آنان نیز این صفات را در دیگران دیدند (  طاغوت ها -مترف ها -مسرف ها - مفسدها ) و این صفات منفی در خویش یافتند . همه تجلی صفات خدا و افعال خدا  را دارند.صفات بینهایت مثبت صفات جمال است و صفات بینهایت منفی  ( انتقام  - عذاب -مکر -  ناسپاسی  - یاس  -خشم  و سخط -سلطه گری -تکبر -خود محوری ) شیطانی است  و  توازن صفات جمال صفات جلال اند.

هرکس یا در اینطرف است مثبت  و جمالش عشق است و محبت اش پایدار ..... صفات الهی دارد و آنکس که در آن طرف است  منفی و عداوت دارد و نیرنگ کار است  و فریبکاری و خواری بخشی  ................ صفات شیطانی دارد.

خداوند  صفات ذات و صفات افعال را جمیعا  بصورت بینهایت دارد وقتی عالم را خلق کرد و انسان را و فطرتش را آفرید .درجاتی از صفات خویش را در آنان تجلی داد موجوداتی خلق کرد که توانستند صفات او  را بصورت کامل دریافت کنند پیامبر اسلام انسان کامل بود و امیرالمومنین نیز بسیار از صفات الهی را دارد .

جالب این است و نکته قابل توجه این است پیامبر حنیف بود و به ابراهیم و ...... نظر داشت  که پیامبر هم دریافت صفات کرد و متجلی شد هم قدرت داشت بتابد تا به دیگران این صفات را بدهد  مثلا حمزه سید الشهدا و  امیرلمومنین از کودکی تحت تاثیر صفات پیامبر قرار داشت و انسان کامل شد.  و حضرت  خدیجه و فاطمه زهرا و دیگر امامان  نیز تحت پرتو صفات  جمال و کمال پدران خویش بودند.

و آنان نیز درجاتی از کمال و جمال  پدران خویش داشتند و شیعیان آنان نیز چون ابوالفضل العباس - زینب کبری - بودند مثل  ابوذرغفاری -  میثم تمار -کمیل -همام - سلمان فارسی - حبیب ابن مظاهر  و...............................................................................................................................................................

امروز در تمام دنیا مردم عالم  تحت تاثیر خوبان هر قوم از مردان  و زنان بی نام و نشان  و از پیامبران  چون ابراهیم  خلیل الله   -  نوح نبی الله   -  موسی  کلیم الله  و   عیسی   روح الله صفات نیک منتشر شده است  وهمه ما دارای آن صفت هستیم .

مهم این است که بتوانیم تاثیر گذار باشیم و هم تابش کنیم هم بتابانیم 

هم پاک باشیم هم پاک کنیم  - هم بفهمیم  و هم بفهمانیم - هم عالم باشیم  و هم معلم باشیم

خلاصه انتقال صفات به اذن  الله است مثلا عیسی روح الله  حیاتبخش بود و شفا دهنده و پیامبر ما حبیب الله بود و پایه گذار محبت و لطف در آیین اسلام




ادراک چیست؟

ما در قرآن سه کلمه داریم 1- علم الیقین 2- عین الیقین 3- حق الیقین

وقتی انسان شناختی صحیح دارد و  شناسایی خویش را تصدیق می کند به مقام علم الیقین می رسد.

وقتی انسان بازیگر صحنه ای هست یعنی جزئی از روابط می باشد و ناظری است که به مراتب توجه دارد او به مقام عین الیقین می رسد.

وقتی انسان شناختش عمیق و وسیع است و همراه با  احساسات و عواطف است به مقام حق الیقین می رسد.

مثلی است میگویند پروانه وقتی دنبال شمع و گرمی است دچار علم الیقین است . وقتی دور شمع میگردد دچار عین الیقین است .وقتی زمان زیادی از عشق شمع و گرمایش بهره می برد وشاید جان خویش را به خطر اندازد به مقام حق الیقین می رسد.

یک مثال دیگر وقتی از درد در کتاب ها یا رمان هادر داستان ها صحبت میشودوصف است  علم الیقین است وقتی صاحب درد میشوی مثلا خودت دچار آپارتاید و رنگین پوستی یا مورد ستم قرار گرفتی  در مقام  عین الیقین است . وقتی کودک بدنیا می آید مادر در مقام حق الیقین است . مادران و پزشکانی که خانم هستند و مادر هستند حس مادر دارند ولی یک پزشک مرد نمی تواند حس کسی را که کودک بدنیا آورده است را درک کند.

یک دختر هم بالقوه میتواند مادری را حس کند ولی یک پسر فقط حامل بالقوه حس پدری است .

کودک نمی تواند حس جوان بالغ را داشته باشد . مجرد نمی تواند حس متاهل را داشته باشد .عاشق حس عشق دارد 

و یتیم حسی یتیمی دارد یا به عبارتی درک یتیمی دارد .

آشپز درک آشپزی دارد راننده درک رانندگی دارد غنی حس بی نیازی دارد مسکین حس گرسنگی دارد عزیز از دست داده حسی دارد که دیگران ندارند. فقط  انسان  مسوول حس مسئولیت دارد.فوتبالیست حس فوتبال دارد .

پدری دچار سر درد بود و بچه ها خیلی صدا و شلوغ کاری داشتند به آنها می گفت ساکت باشید سرم درد می کند ولی بچه ها چون تجربه درد سر نداشتند نمی فهمیدند او چه می گفت چون درد یک مفهوم کلی و بسیار عام دارد هر دردی را نمی توان جای درد های دیگر گزارد.


خلاصه در خطبه امیرالمومنین که وصف متقین را می نماید می گوید آنان چنان قرآن می خوانند که وقتی به آیات عذاب می رسند واقعا خویش را در عذاب می بینند و وقتی به آیات بهشت می رسند خویش را غرق نعمت های الهی می بینند. منظور این است که متقین دانش درک را دارند فقط کسب خبر نکردند بلکه در وجودشان علم نفوذ کرده است .



توجه های خویش

توجه :   به توجه های خویش    .      توجه به سلامتی جسم و روان  . به خواب و خوراک . به آب و پوشاک .به حفظ سلامتی و حفظ هدفداری .توجه به مسکین و یتیم  .به حق و حقوق .به صبر در رسیدن به هدفها .توجه به نزدیکان و دوستان . به مادر و پدر . به همسر و فرزند .به برادر و خواهر . به کار به تفریح . به طاعت پروردگار به دعا . به علم و به معرفت  .( وقتی شناسایی و شناخت عمیق شود همراه ادراک است وآن حصول معرفت است پیدایش حضور  . گنج  حضور در محضر خدا محضر حق )

توجه به آرامش های درونی  و آسایش های بیرونی . توجه به خدای رحمن و رحیم .توجه به اینکه ما ذره ای بیش نیستیم اما با خلقتی عظیم  (فتبارک الله احسن الخالقین ) توجه کنیم به اندازه به حساب  به عشق به احساس .به بی حساب بخشیدن . عفو کردن .و توقع نداشتن از دیگران .توجه کنیم به ادب در همه حال و همه کار .به تقوی و خویشتنداری . به شرف به انسانیت . از جو و  گریزان شدن جوسازی نکردن .احترام به خواسته دیگران .خویش بودن و خویش ماندن .هدفداری و تعالی . کسب علم و بینش . بزرگداشت استاد و معلم .توجه به پیشگام . احترام به همه . احترام به اشیاء حتی . احترام به عالم .

توجه به ساحت نظر و عقل نظری . احترام به ساحت وجود و به عقل عملی . احترام به زندگی . به حیات همه حتی مورچه . به هوا به زیست بوم . حمایت از پاکی  پاکیزگی و دوری از آلودگی و گناه . به شرف به آزادگی . به آزادی و مدارا . به میهن به آبادی  . احترام و عشق به انسان ها به همه زن مرد کوچک و بزرگ . به درون و بیرون - به حس و احساس .به اولاد آدم . به فرهیختگان و به پیامبران



به ایثارگران و کسانی که دیگران را بر خویش ترجیح دهند.به شهدای علم و آزادی . شهدای عدالت و زیبایی .




داستان تقسیم شترها

روزی مردی به قاضی مراجعه کرد گفت پدرم قبل از مرگ به من وصیت کرد شترهایی که داریم نزد قاضی ببرید ونصف آنان برای پسر اول بدهید ثلث آنان را به پسر دوم دهید ویک نهم برای فرزند آخرتعیین می کنم اما چون تعداد شتر ها فرد است تصور ما از نصف و ثلث و... غیر قابل تقسیم است .

قاضی گفت از آن مرحوم چند شتر باقی مانده است گفتند هفده شتر - او کمی فکر کرد و گفت راه حل آن است که من شتری به شما قرض می دهم - پس از تقسیم مال الارث از شما تحویل خواهم گرفت . همه در جلسه ای حاضر شدند و قاضی  هفده شتر را تحویل گرفت و با یک شتر خود هیجده شتر آماده تقسیم شد .یعنی عدد شترها زوج گشت . او گفت من نصف شترها را به نفر اول می دهم و نفر اول باخیال راحت میتواند شتر ها یش را که نه نفر است ببرد و به نفر دوم ثلث شتر ها را داد او هم تحویل گرفت و رفت .یک نهم هیجده شتر نیز می شود دو نفر شتر- که تحویل نفر سوم شد- همه در کمال تعجب دیدند که از هیجده شتر یک شتر باقی ماند آن شتر را هم گفت مال من که در ابتدای تقسیم به این ها قرض دادم.

نه شتر + شش  شتر+ دو شتر  =  هفده شتر

در زندگی به مشگلات  گوناگون برخورد می کنیم که باید با ابتکار و خلاقیت در حل مسائل کوشا شویم .

در مسائل انسانی و امور حقوقی این قاضی به صورت فوق ابتکار داشت .

ما حتی در مسائل زیستی و حل مشکلات طبیعی نیز به ابتکاراتی رسیدیم از جمله اختراع ابزار و کنترل انرژی و مهار آتش.

مثلا اگر آب در آتش ریخته شود آتش خاموش می شود ولی اگر آب را در ظرفی قرار دهیم که تماس غیرمستقیم با گرما بگیرد گرما در آب نفوذ کرده و آبگرم حاصل میشود.

پس اصل شناسایی نیاز ها همراه با ابتکارات و حل مسائل  با ابزار و تاکتیک های عملی است.

البته توجه شود ابزار نرم از ابزار سخت بایستی تفکیک شود. 

در مسائل انسانی بایستی تدبیر کرد و از روش های تجربی یاری جست.در نظام آموزشی قدیم حساب استدلالی بود که پر از مسئل فوق بود.


زندگی از جنس خدا است-پرویز شهبازی

آقای پرویز شهبازی متفکر و عارف ادبیات فارسی  سال ها است که در آمریکا برنامه دار تلویزیون گنج حضور است. ایشان پشتوانه نظری و عرفانی خویش را مولانا جلال الدین بلخی  ( مولوی ) معرفی می نماید .

ظاهرا در ابتکارات خویش موفق بوده است . و دارای اصطلاح ها و لغات خاصی است . مثل افسانه من ذهنی -عقل من کل -  همانیدگی - باشندگی - عدم - هشیاری - حضور -مقاومت - قضاوت -زنده شدن به عشق -مانع سازی -مانع بینی -  دشمن سازی -دشمن بینی - فضا را باز کردن -  فضا گشایی -آفرینندگی - تسلیم  -پذیرش - مساله سازی - مساله بینی - شادی بی سبب - امنیت - قدرت - هدایت - شکر - صبر -  پرهیز - نجات از احساس بی حوصلگی -خستگی - ایجاد احساس سر زندگی - انرژی روانی -احساس درد روانی -  احساس سردی و گرمی روانی و ....................................

من با دیدن چند برنامه از ایشان  استفاده های زیادی بردم 

نظرات استاد محمد جعفر مصفا  که قبلا چند بار برایتان توضیح دادم اساس نظریه تفکر زائد را مطرح می نمایند و تفکر دو بینی و  تعبیر و تفسیری  را باطل می دانند ایشان نیز کتابی دارند در باره مولوی  به نام ( با پیر بلخ )  و خود را وامدار مولوی می داند به شعر زیر توجه فرمایید:


جمله خلقان سخره اندیشه اند                       زین سبب خسته دل  و غم پیشه اند


استاد شهبازی  می گوید اساس انسان بر زندگی است    - زندگی نیز از جنس خدا است  . بی نهایت با ارزش و علامت هدایت یافتگی انسان است

هرکس زندگی را ارزش نهد و   برای زندگی همه تلاش کند و به بقای موجودیت همه بیندیشد . به گنج حضور  می رسد.

خداوند در قرآن میفرماید وقتی انسان را ساختم در وجودش از روح خودم دمیدم     ( ونفخت من روحی )

شاید منظور از اینکه زندگی از جنس خدا است همین باشد.


تربیت شرطی و تربیت فطری

معمولا در دبستان برای آموزش کودکان از سیستم تشویق و تنبیه استفاده میشود مثلا برای دانش آموزانی که در نمره دیکته بیست شوند ستاره میدهند واگر نمره پایین  بگیرند باید از هر لغتی که اشتباه نوشته اند ده بار رونویسی کنند. سیستم پاداش و جریمه در مقاطع دیگر تحصیلی نیز اجرا میشود.

اما برای اینکه دانش آموز سر ساعت  در کلاس حاضر شود یا اینکه تمیز باشد و ناخن هایش را به موقع بگیرد نباید از سیستم جریمه و پاداش استفاده شود .بلکه باید به علت  بی انضباطی و شرایط خانوادگی توجه شود و با اولیاء او هماهنگی کنند. ما به روش دوم سیستم تربیت پرورشی می گوییم.

یک انسان بزرگ هم باید به این دو موقعیت توجه کند او می بیند وقتی قند زیاد بخورد شاداب نیست ولی اگر پیاده روی کند شاداب است.پس فطرت انسان و ساختمان وجودی اش او را به راهی هدایت می کند که به خیر و صلاحش می باشد.

انسانی که از محیط های پر تنش دوری می کند از مشاجره و دعوا پرهیز می کند سلامت روانی خویش را حفظ می نماید.انسانی که خود را درگیر مسائل حاشیه ای می نماید به خودآسیب می رساند.شیطان در برابر خداوند مهربان قسم یاد کرده است که آرامش انسان را خواهد گرفت.

زیاده خواهی . قدرت طلبی .سلطه طلبی .برتری طلبی . صفات شیطانی هستند. که هر انسانی به آن  صفات گرایش کند جانشین شیطان است و دیگران را به وسوسه ثروت .شهرت. و اطاعت تشکیلاتی و پیروی کورکورانه و مهرطلبی وادار می نماید.


کسانی که به عادت قناعت در معاش و تقاضای اجتماعی زیبنده اند و پشتکاری درهدف و تسلیم نظام اجتماعی هستند و استقلال رفتاری و شخصیتی می طلبند و پرهیز از کمال خواهی روانی دارند هرگز بازیچه شیطان های درونی و بیرونی نمی شوند. و زندگی متعادل و آرام دارند چون فطرت انسان او را از نا آرامی پرهیز می دهد

البته خناسان با وسوسه های گوناگون در محیط اجتماعی با فشار مضاعف عرصه را برای رشد فطرت تنگ می گردانند که باید ترفند های آنان شناخته شود و برای حفظ آرامش خویش  وشکوفایی فطرت خویش تلاش کنیم.




درباره خدا صحبتی با نوه ام

کودکی از من پرسید خدا چیست .خداکیست؟

گفتم خدا وجودی است که وجود دارد ولی مادر ندارد پس تولد هم ندارد. پدر ندارد. اما یتیم نیست پس  نیاز به حمایت ندارد. نیاز به همسر ندارد. پس تنها است و شریک ندارد. فرزند ندارد پس او پدر نیست مادر نیست . برادر ندارد خواهر ندارد اما دوست دارد.اونیازی ندارد.مثلا غذا نمی خورد . پس دهن ندارد.پس معده و  روده ندارد. نیاز به توالت ندارد. آب نمی نوشد.پس کلیه ندارد. نیاز به آب ندارد.شستشو ندارد. بهداشت دارد. هوا تنفس نمی کند .پس شش ندارد.سردش نمی شود نیاز به آتش ندارد.گرمش نمی شود نیاز به خنکی ندارد.خسته نمی شود.پس خواب ندارد. شب ندارد.روز ندارد. جسم ندارد پس لباس هم ندارد.کفش ندارد.جوراب ندارد.اما جمال دارد. مریض نمی شود.به دارو نیاز ندارد. کثیف نمی شود پس نیاز به حمام ندارد . مکان ندارد اتاق ندارد شهرندارد کشور ندارد زندان ندارد. زمین ندارد آسمان ندارد. کوه ندارد دریا ندارد.باغ ندارد

چشم ندارد ولی دیدن دارد. صورت ندارد.تصویر ندارد. اما وجه دارد. گوش ندارد ولی شنیدن دارد.صدا دارد. با حضرت موسی سخن گفت باپیامبراسلام در معراج سخن گفت. پوست ندارد ولی حس دارد. قلب ندارد ولی احساس دارد. رحم دارد. مغز ندارد عقل ندارد  ولی درک دارد. حکمت دارد.

انرژی دارد قدرت دارد ولی ظلم ندارد.خالق ندارد ولی خلق دارد. مخلوق دارد. پول ندارد ولی ثروت دارد. دل ندارد ولی غم دارد .صبر دارد.

گاهی مجازا و اعتبارا موجوداتی را به خدا نسبت می دهند که بیان  آن معنوی است نه مادی

روح الله - عیسی مسیح - و روح خدا در انسان -کلیم الله - حضرت موسی -بیت الله - خانه خدا محل سجده مومنان -  ثارالله  -  خون مظلوم خون امام حسین- حق الله -اطاعت خدا مثل نماز-رحم به خود و دیگران -سیف الله -امیرالمومنین-عین الله -حبیب الله - حضرت محمد صلوات الله -هبت الله -اسدالله -کلام الله -نعمت الله-سمع الله - یدالله -هر بیعت و بیع که به نام او انجام شود-  شهر الله-  ماه رمضان - کتاب الله -  قرآن - خلق الله - مردم - عیال الله مستضعفین - حزب الله - حبل الله - اسم الله - رحمن الرحیم کریم عزیز .........صدنام خدا در قرآن و هزار نام در دعای جوشن کبیر مفاتیح الجنان


تفکیک احساس های مادی حیوانی و احساس های انسانی

الان چه احساسی دارم( ایده: سحر بیرم آبادی)


آرامش

تردید

خوشحالی

شادی

گرما

اشتیاق

ترس

خوشنودی

شعف

گیجی

اضطراب

تعجب

درد

عصبانیت

لذت

امیدواری

تنفر

دلگرمی

غبطه

مباهات

بی تابی

تنهایی

راحتی

غمگینی

ناامیدی

بی حوصلگی

حسادت

رضایت

کلافگی

نارضایتی

پریشانی

خجالت

رنجش

کنجکاوی

نگرانی

تاسف

خستگی

سبکی

گرسنگی

هیجان

 

 

 

 

 

علت احساسم کدام نیاز من است؟


آزادی

اطمینان خاطر

ثبات

شادی

مشارکت

آسایش

اعتماد

حرکت

صداقت

معنا

ابراز خود

امنیت

حمایت

صلح

موثر بودن

احترام

انتخاب

خلاقیت

صمیمیت

نثار

ارزش خود

بهره وری

درک

عدالت

نظم

ارتباط

پذیرش

رشد

عشق

وضوح

ارتباط با خود

تعلق

زیبایی

قدردانی

هماهنگی

استراحت

توانمندی

سلامت

کشف

همدلی

استقلال

توجه

سوگواری

محبت

یادگیری


برگرفته شده از کتاب زبان زندگی (ارتباط بدون خشونت)

احساس مسئولیت -احساس شوق جهت  اقدام وظیفه - احساس درد دیگران  - احساس کمک و فداکاری برای دیگران و ....

احساس عریانی برهنگی  - احساس نیاز به آگاهی - احساس لزوم صبر - احساس چنگ زدن به حق و ....................

احساس نیاز به اتحاد - احساس تنهایی -احساس مظلومی - احساس از دست دادن عزیزان- احساس غلبه - احساس شفقت و......

احساس رضایت - احساس لزوم حلم - احساس لزوم ایستادگی و مقاومت -احساس درک دیگران


درباره فرشتگان و ملئکه چه می دانیم؟نوشته تسویری1958

درباره اوصاف و خلقت ملئکه  مطالب زیادی نمی دانیم ولی  بیشتر مفسران ومحدثین در احادیث گفته اند ملئکه اصناف مختلف دارند مثلا در عالم خلق و در فیزیک عالم چنان گونه ای هستند که مثل انرژی هستند ,ولی در عالم حیات گونه ای دیگرندشاید انرژی حیاتی  و درخلقت وجود حیوانات گونه ای دیگرند و درخلقت وجود انسان هم گونه ای دیگرند . و  روبروی انسان گونه ای دیگرند چون جبرئیل برای ارسال وحی  - یا  چون ملئکه ارسال شده برای قوم لوط  وحضرت ابراهیم برای بشارت فرزند دارشدن او به اذن الهی و انزال کتب جهت پیامبران  و مدبرات عالم امر گونه ای دیگرند.

دکتر کریم رستگار در کتاب  (  اسلام  دین  ارکان  طبیعت  )  می گوید: طبق نظریه های علوم جدید که جهان از بیگ بانگ آغاز میشود و   در فیزیک بررسی شده است جهان از انرژی آفریده شده است انرژی ها چهار گونه هستند انرژی یا نیروی اول  نیروی گرانشی است که نیروی جاذبه در ذرات است (عامل اثر   گراویتون ها ذره ناقل هستند  )    دوم انرژی یا  نیروی الکترومغناطیس (  نقش باردار بودن مثبت و منفی ذرات هستند  ) الکترون ها (  فوتون هاذره ناقل هستند  ) سوم انرژی   یا  نیروی هسته ای قوی - نیروی بین ذرات هسته اتم  (  پوزیترون ها ذره ناقل هستند  )   و چهارم انرژی یا نیروی هسته ای ضعیف ( نیرویی دیده شده  درتلاشی هسته اتم  )  می باشد که ذره ناقل آن پی مزون ها هستند.

این کتاب می گوید کرسی آسمان و زمین  که چهارپایه دارد توسط ملئکه حمل میشوند در واقع  این ذرات  کارگزاران عالم  یا همان ملئکه ( حامل)  کرسی السموات والارض هستند ( برای شرح بیشتر به کتاب مراجعه شود.)

پس ازبارش  باران های وسیع در هزاران سال  و تشکیل  کره زمین و کره ماه و تشکیل هفت آسمان و لایه های حفاظتی جو  کره زمین  توسط ملئکه الله و.....................

بعد نوبت می رسد به پله های عرش  که در چهار دوره به نام های نطفه  - علقه  - مضغه  - خلق آخر  -  درقرآن ذکر شده است .

دوره های پیدایش حیات پله اول عرش تک سلولی ها پروکاریودها که دارای تقارن شیمیایی هستند     بعد درپله دوم عرش حیات پرسلولی ها یوکاریودها که حامل آنزیم های حیاتی  ودارای تقارن سازمانی یا حرکتی هستند. (مثل پارامسی )  در پله سوم عرش مهره داران ماهی ها و دو زیستان که تقارن توان آرایش بین سلولی اند. و در پله چهارم عرش دیگر حیوانات می باشند که دارای تقارن رفتار اجتماعی  هستند.


همه  خلقت حیات با پشتیبانی و کارگزاری ملئکه و جن ها می باشد.

جن ها نیز مانند ملئکه دارای طوائف گوناگون هستند. از اشعه های آلفا   بتا  گاما و ..............

پس از خلقت عالم و دمیده شدن روح خدا در انسان و پدید آمدن انسان جدید در سیر تکامل بشر

تشکیل ذهن و روان او مورد توجه است  و توجه در ذات و حالات و صفات انسان  به تفاوت های  حس ها احساس ها و عواطف او پی می بریم .

به نظر من ما باید بین حس ها و احساس های موجودات  و عاطفه ها ی انسان ها تفکیک قائل شویم حس ها و احساس ها با پشتیبانی ملئکه است اما عواطف مخصوص انسان است  دقت شود احساس تشنگی و احساس گرسنگی و احساس خستگی  احساس سرما و احساس گرما - احساس غروب و تاریکی - احساس طلوع و روشنایی -احساس های محیطی  - احساس تعلق و میل های مادر فرزندی   -عشق  -نوع دوستی - حل مسئله  و حس معنویت  او یا احساس بین دو جفت و دو همسر ......................................و که بالاخره  در نهایت احساسات مادی هستند.

حتی احساس رهبری یک شیر نر برای خانواده اش  که در رقابت با نرهای دیگر تعیین می شود مادی هستند .

اما در انسان احساس های متعالی  هستند که در ملئکه موجود نیست  چون احساس اراده 

 احساس آزادی و اختیار-  خود آگاهی - احساس استقلال  -او فقط دارای نیروی  تخیل  است  و خلق هنرویژگی اوست وخلاقیت ممیزه او در همه زمینه ها ساختن و سازش کردن و بسیار ویژگی های روان  - مخصوص انسان است - شاید منشا ء آنها روح او می باشد.

خلاصه  بی نهایت طلبی و احساس های بی نهایت چون اندوه فراوان  -غم انبوه - شادی بیکران  -اعجاب  تعجب- خشم طوفانی -نفرت شدید -ملامت- حسرت -شوق بسیار-اشتیاق فراوان- کنجکاوی -رغبت- بی میلی و ...........................شاید ساده و ضعیف این احساسات در حیوان دیده شود مهم احساس بیکران انسانی است.

دقت شود حواس بینایی بویایی و..................در بعضی حیوانات قوی تر از همین حواس در انسان می باشد

بینایی عقاب بویایی سگ   و...............................


در باره احساسات انسانی بسیار باید گفت و شنید!!!!! چون ادبیات مخصوص او است




دین اجدادی و دین اخلاقی

آقای جزایری یک مثل داشت که در جای جای سخنرانی اش همیشه می گفت اگر مرجع مسلمین  امروز در یک خانواده مسیحی به دنیا آمده بود الان حتما مسیحی بود و  پاپ اعظم هم اگر در یک خانواده مسلمان به دنیا آمده بود الان حتما مسلمان بود .

البته منش و رفتار یک انسان که در یک خانواده سلیم النفس و با سلامت روان به دنیا آید منش سلامت است فرقی ندارد خانواده چه دینی داشته باشد فرزندان حتما با سلامت روان و اخلاق سالم تربیت می شوند.

اکثر آدم ها به دین پدر و مادر خود وابسته و گرایش دارند حتی کسانی در بزرگی فهمیدند دین خانوادگی خود ضعف هایی دارد ولی دین خود را تغییر ندادند و تا آخر عمر به همان دین باقی بودند .

شخصی می گفت من اطلاع دارم که آنتینوکوئین هنرپیشه فیلم پیامبر رسول الله که در نقش حمزه عموی ( محمدابن عبدالله ) پیامبربازی کرده بود سال ها پس از بازی در این نقش به اسلام گرایش پیدانمود ولی به خاطر اینکه هنرپیشه بزرگی بود  اسلامش را اظهار عمومی نکرد.

سیدمرتضی جزایری می گفت  : ما یک دین بیشتر نداریم  هرکس باید به تمام ادیان با یک چشم نگاه کند ایشان می گفت همیشه  اخلاق در فردی تبلور پیدا می کند 

 یکی امانتداری را در پیامبر اسلام می بیند یکی امانتداری را در بودا یا برهما می بیند یکی هم امانتداری را در ابراهیم موسی و عیسی می بیند

رفتارهای دینی و آئینی  بیشتر هویت ساز هستند تا ایجاد  گرایش به حقیقت  داشتن

در نماز ها شیعیان   بسم الله الرحمن الرحیم را بلند قرائت می کنند سنی ها بسیار آرام گویا در دل می گویند

شیعیان پس از قرائت قرآن می گویند صدق الله العلی العظیم و سنی  ها پس از قرائت قرآن می گویند صدق الله العظیم.

آقای جزایری می گویند رفتارهای دینی را هر کس می تواند انجام دهد کار خوب را آدم بد هم انجام می دهد ولی با غرض خود مثلا نماز می خواند غرض ریا     یا ..........

نکته بسیار مهم دیگر اینکه ما باید بدانیم کار خوب را چون خوب است انجام می دهیم نه به خاطر اینکه پیامبران گفتند و کار بد را انجام نمی دهیم چون کار بد است


او می گفت خدا هم نمی تواند شمر و یزید و حرمله را به بهشت ببرد چون آنان بد کردند و خدا هم نمی تواند امام حسین را به جهنم ببرد چون او فداکاری کرده است

در صورتی که بسیاری از علمای سنی مذهب و برخی از علمای شیعیان می گویند خدا هر کاری می تواند انجام دهد امام علی را هم میتواند به جهنم ببردو خدا می تواند شمر را به بهشت ببرد.

( توضیح اینکه از لحاظ توانا بودن خداوند همه کار می تواند انجام دهد ولی او نیز خود را تحت قوانین عقلی و ارزشی موظف می داند)

پس ما باید بدانیم خوبی ها و بدی ها جدای از دین ها و خدا وجود دارند خدا هم موظف است به خوبان پاداش دهد و به بدکاران جزای لازم را بدهد

البته خداوند غفار است رحمن و رحیم است شاید عذاب ابدی ندهد و شخصی را پس از مقدار عذاب ببخشد

اشتباه نکنید ما برای خداوند تکلیف معین نمی کنیم او خود در قرآن می فرماید   :  کتب علی نفسه الرحمه

سوره انعام آیه 54