پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید
پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

پرسمان ذهن و خیال (صدر- فواد)

این وبلاگ درباره مسائل انسانی باتکیه برعرفان و آیین قرآن گفتگو می نماید

نکته جدید درباره کلمات در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم 
وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ 27 
و اگر همه درختان روی زمین قلم شود، و دریا برای آن مرکّب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام می‌شود ولی کلمات خدا پایان نمی‌گیرد؛ خداوند عزیز و حکیم است.
اگر ما به همه موجودات نظر کنیم در نهایت به این نکته پی می بریم که اندازه موجودات قابل تصور هستند حتی اتم ها و کوارک ها و فوتون های نوری قابل فرض بی نهایت محدود هستند.
بین عدد 1 و 2 بی نهایت عدد کسری و اعشار هستند ولی بالاخره بی نهایت محدود به فاصله دو عدد یعنی مثبت یک است.
اما اگر ما توجه کنیم که به چه میزان میتوان از موجودات عکس بگیریم یعنی تعینات تصویری عالم نا محدود هستند.
ما حتی میتوتنیم از چند میوه و چند صحنه بینهایت تصویر دریافت کنیم .
در ادامه مبحث قبل که به نیمکره راست مغز توجه کردیم باید گفت توان عکسبرداری مغز ما بی نهایت نامحدود است .
طبق آیه 27 سوره لقمان کلمات الهی نامحدودند و این کلمات شامل همه موجودات و انسان می باشند.
کلمه طیبه کشجرت الطیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء .....................در قرآن کلمات دو گونه اند کلمات طیب و کلمات خبیثه ........
.........
در قرآن مجید اصل معنا ها هستند و علامه جزایری می فرمود آسمان معنا
تصور معنی کیفیت ذهن آدم می باشد تصویر سازی ذهن - علامه سید قطب در کتاب تصویر فنی هنر در قرآن  - کلمات در قرآن را تصویر مدار می دانست نه مفهوم مدار.



درباره فرشتگان و ملئکه چه می دانیم؟نوشته تسویری1958

درباره اوصاف و خلقت ملئکه  مطالب زیادی نمی دانیم ولی  بیشتر مفسران ومحدثین در احادیث گفته اند ملئکه اصناف مختلف دارند مثلا در عالم خلق و در فیزیک عالم چنان گونه ای هستند که مثل انرژی هستند ,ولی در عالم حیات گونه ای دیگرندشاید انرژی حیاتی  و درخلقت وجود حیوانات گونه ای دیگرند و درخلقت وجود انسان هم گونه ای دیگرند . و  روبروی انسان گونه ای دیگرند چون جبرئیل برای ارسال وحی  - یا  چون ملئکه ارسال شده برای قوم لوط  وحضرت ابراهیم برای بشارت فرزند دارشدن او به اذن الهی و انزال کتب جهت پیامبران  و مدبرات عالم امر گونه ای دیگرند.

دکتر کریم رستگار در کتاب  (  اسلام  دین  ارکان  طبیعت  )  می گوید: طبق نظریه های علوم جدید که جهان از بیگ بانگ آغاز میشود و   در فیزیک بررسی شده است جهان از انرژی آفریده شده است انرژی ها چهار گونه هستند انرژی یا نیروی اول  نیروی گرانشی است که نیروی جاذبه در ذرات است (عامل اثر   گراویتون ها ذره ناقل هستند  )    دوم انرژی یا  نیروی الکترومغناطیس (  نقش باردار بودن مثبت و منفی ذرات هستند  ) الکترون ها (  فوتون هاذره ناقل هستند  ) سوم انرژی   یا  نیروی هسته ای قوی - نیروی بین ذرات هسته اتم  (  پوزیترون ها ذره ناقل هستند  )   و چهارم انرژی یا نیروی هسته ای ضعیف ( نیرویی دیده شده  درتلاشی هسته اتم  )  می باشد که ذره ناقل آن پی مزون ها هستند.

این کتاب می گوید کرسی آسمان و زمین  که چهارپایه دارد توسط ملئکه حمل میشوند در واقع  این ذرات  کارگزاران عالم  یا همان ملئکه ( حامل)  کرسی السموات والارض هستند ( برای شرح بیشتر به کتاب مراجعه شود.)

پس ازبارش  باران های وسیع در هزاران سال  و تشکیل  کره زمین و کره ماه و تشکیل هفت آسمان و لایه های حفاظتی جو  کره زمین  توسط ملئکه الله و.....................

بعد نوبت می رسد به پله های عرش  که در چهار دوره به نام های نطفه  - علقه  - مضغه  - خلق آخر  -  درقرآن ذکر شده است .

دوره های پیدایش حیات پله اول عرش تک سلولی ها پروکاریودها که دارای تقارن شیمیایی هستند     بعد درپله دوم عرش حیات پرسلولی ها یوکاریودها که حامل آنزیم های حیاتی  ودارای تقارن سازمانی یا حرکتی هستند. (مثل پارامسی )  در پله سوم عرش مهره داران ماهی ها و دو زیستان که تقارن توان آرایش بین سلولی اند. و در پله چهارم عرش دیگر حیوانات می باشند که دارای تقارن رفتار اجتماعی  هستند.


همه  خلقت حیات با پشتیبانی و کارگزاری ملئکه و جن ها می باشد.

جن ها نیز مانند ملئکه دارای طوائف گوناگون هستند. از اشعه های آلفا   بتا  گاما و ..............

پس از خلقت عالم و دمیده شدن روح خدا در انسان و پدید آمدن انسان جدید در سیر تکامل بشر

تشکیل ذهن و روان او مورد توجه است  و توجه در ذات و حالات و صفات انسان  به تفاوت های  حس ها احساس ها و عواطف او پی می بریم .

به نظر من ما باید بین حس ها و احساس های موجودات  و عاطفه ها ی انسان ها تفکیک قائل شویم حس ها و احساس ها با پشتیبانی ملئکه است اما عواطف مخصوص انسان است  دقت شود احساس تشنگی و احساس گرسنگی و احساس خستگی  احساس سرما و احساس گرما - احساس غروب و تاریکی - احساس طلوع و روشنایی -احساس های محیطی  - احساس تعلق و میل های مادر فرزندی   -عشق  -نوع دوستی - حل مسئله  و حس معنویت  او یا احساس بین دو جفت و دو همسر ......................................و که بالاخره  در نهایت احساسات مادی هستند.

حتی احساس رهبری یک شیر نر برای خانواده اش  که در رقابت با نرهای دیگر تعیین می شود مادی هستند .

اما در انسان احساس های متعالی  هستند که در ملئکه موجود نیست  چون احساس اراده 

 احساس آزادی و اختیار-  خود آگاهی - احساس استقلال  -او فقط دارای نیروی  تخیل  است  و خلق هنرویژگی اوست وخلاقیت ممیزه او در همه زمینه ها ساختن و سازش کردن و بسیار ویژگی های روان  - مخصوص انسان است - شاید منشا ء آنها روح او می باشد.

خلاصه  بی نهایت طلبی و احساس های بی نهایت چون اندوه فراوان  -غم انبوه - شادی بیکران  -اعجاب  تعجب- خشم طوفانی -نفرت شدید -ملامت- حسرت -شوق بسیار-اشتیاق فراوان- کنجکاوی -رغبت- بی میلی و ...........................شاید ساده و ضعیف این احساسات در حیوان دیده شود مهم احساس بیکران انسانی است.

دقت شود حواس بینایی بویایی و..................در بعضی حیوانات قوی تر از همین حواس در انسان می باشد

بینایی عقاب بویایی سگ   و...............................


در باره احساسات انسانی بسیار باید گفت و شنید!!!!! چون ادبیات مخصوص او است