پیرو بررسی مسائل شناخت ذهن و تدقیق در مفاهیم پیش نیاز درک قرآن کریم به معنای جدید دومفهوم قرآنی رسیدم که شایدبرداشتم درست باشد و شاید نه ؟
اولین مفهوم بیان در سوره الرحمن است .بسم الله الرحمن الرحیم . الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان - سالها در دلم سوال داشتم که بیان چه معنی دارد؟بیان معنی زبان دارد ؟
مفسرین گفتند بیان یعنی زبان محاوره انسان - لابد زبان لفظی و اعتباری و قراردادی است زبان گفتگو درباره مفاهیم و تعریف وجود و هستی است همان زبان خواندن و نوشتن -زبان شنیداری - از جمله حروف -الفاظ و اسماءو افعال ( کلمات )
من با توجه به روش علمی بررسی قرآن توسط دکتر رستگار فکر کردم پیدایش زبان که یکشبه و دفعی خلق نشده است و فرآیند و پروسه ای دارد.
حتما انسان ها در آغاز پیدایش خویش زبان قراردادی و اعتباری نداشتند و فقط اصوات قرادادی - و الفاظ تصویری - و خط میخی بوده است .
کم کم در مغز انسان تصاویر اشیاء تشکیل شده است . در واقع نیمکره سمت راست مغز او بیشتر فعال بوده است . بعدها بر اساس تشکیل خانواده و اجتماع بشری الفاظ قرار دادی پدید آمدند. و مانع افزایش شناخت با نیمکره راست شدند. دقت کنیم کودک انسان که متولد میشود علمی ندارد ولی کم کم بصورت تصویری اشیا و افراد را می شناسد شاید ابتدا از بوی مادرش او را می شناسد و از صدای قلب او آرامش دارد.
کم کم اورا به اسمی صدا می کنند و او درمی یابد که هر چیزی اسمی دارد و نیمکره چپ مغز او مفاهیم و الفاظ ( شنیداری ) را سازماندهی می کند آقای دکتر حسن فراهانی می گفت کودکان چهار ساله میتوانند چند زبان براحتی بیاموزند .
پس تا چهار سالگی او بیشتربا تصاویر اجتماع و وجود واقعی دیگران ارتباط برقرار می کند یعنی در پروژه علامه پروری دکتر شاید تقویت آموزش کودک از طریق تقویت نیمکره سمت راست مغز او مورد نظر است.
خلاصه به نظر من اگر کسی در سوال پرسید تعریف بیان چیست از او سوال می کنیم منظور شما کدام بیان است . بیان تصویری انسان را می پرسید یا بیان لفظی و خواندن و نوشتن او که مربوط به نیمکره چپ است .
به نظر من بیان در سوره الرحمن - همان بیان تصویری است که پایه بیان لفظی نیز می باشد.
دومین مفهوم مفهوم امی است.
اگر چنانچه کودکی در ابتدای زندگی اش در شرایطی باشد که مغز او کامل رشد کند خصوصا نیمکره راست مغزش - به او نام کودک امی می دهیم یعنی کودکی که مغز ابتدایی اش درست توسط مادر و خانواده اش با بیان تصویری رشید شده است .
احتمالا پیامبر اسلام همان سیست شناسایی عینی و واقعی و تصویری را ادامه داده است و افراد را از رفتار و اعمالش قضاوت می کرده است نا از راه ادعا و کلمات و اعتباریات اجتماعی - و این خودش یک امتیاز مثبت بوده است .
البته این مطلب یک پیشنهاد است که مایلم دوستان با نقد خویش پرورشش دهند.
در برنامه های زندگی پس از زندگی شخصی می گفت در عالم برزخ هر کس را فقط به نامش صدا میکنند در آن عالَم نام فامیلی و سمت و اعتبارات اجتماعی وجود ندارد.
مثلا کسی دکتر باشد او را دکتر صدا نمی کنند . اگر در این دنیا شاه بوده اورا به نام شاه صدا نمی کنند فقط همان نام کوچک او معتبراست.
ما در فضای خارج از ذهن خویش وجود هایی داریم به عبارت دیگر موجوداتی داریم .مثل خاک - آب - آتش - هوا - سیارات - ستارگان - خورشید - ماه - زمین و.......
هم چنین موجودات زنده مانند گیاهان - جانوران -حشرات -وشرایط زندگی مثل هوای تنفس - اکسیژن و ...فصل ها - گرما و سرما و .....دما - فشار - نور - رطوبت و ...............که بیشتر آنها قبل از پیدایش انسان موجود بودند وبه تصور ما ربطی ندارند . بعد انسان که آمد و برای تلاش درک روابط هستی رابطه خویش را با موجودات برقرار کرد . ویژگی مهم توان درک او در هستی این بود که دستگاه شناخت او مانند آیینه ای بود که صورت هایی از موجودات را در ذهن اش انعکاس می دهد .و روابط موجودات را با هم درک می کند مثل حرکت خورشید و زمین و پیدایش شب و روز و....جزر و مد و..................
اول به موجودات خارج از ذهن انسان که موضوع علم انسان هستند مثل آب و خاک و ... معلوم می گویند دوم به شناخت و درک ما از موجودات علم گویند و سوم به انسان پس از طی نمودن پروسه شناخت و درک عالّم و گیتی و هستی فرد دارای علم یا عالِم گویند.
در کسب علم انسان از پدیده ها عین واقعیت خارج از ذهن مورد شناخت قرار نمی گیرد بلکه تصور ما از شی خاص مورد توجه ما تحت سیطره علم قرار می گیرد.
تصور ما از شی خاص همان مجموعه فهم ما از شی می باشد.
درست است که خارج از فضای ذهن ما خورشید وجود دارد اما انسانها در طول تاریخ تصورات مختلفی از خورشبید داشته اند.
ما باید درک خود را از موجودات دقیق و صحیح کنیم
نگاه ما باید اصلاح شود نگاه اسطوره ای یا نگاه فلسفی یا نگاه دینی ؟
طرح چند سوال
نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385 ساعت 12:43 شماره پست: 7
بنام خدا
آیا به مفهوم عدم دقت کرده اید اینجانب سالها ست تلاش می کنم عدم رادرذهن خویش
مجسم کنم اما نمی توانم ( حداکثر به ذهنم تاریکی وسیعی همراه خلا میآید )که به هرحال در
مکانی می باشد.
شما عدم را چگونه تصور می نمایید ؟
جالب است که درقرآن بارها تذکر می دهد که ما آفرینش جهان را ازعدم آغاز نمودیم
اگر ما فیزیک داشته باشیم ومتافیزیک . مرز پیوند وارتباط آندو چیست
اگر روز را فیزیک فرض کنیم وشب رامتافیزیک
غروب .................................................سحر میتواند مرزآندوباشد
اگر بخواهیم نقطه ای را که خدا با جهان ارتباط دارد را تصور کنیم آن نقطه انسان است
انسان چون روح دارد وروح ازطریق ذهن با انسان درتماس است اثر روح دردستگاه شعور
ما یعنی مرکز احساس واندیشه ما ( مغز وسیستم عصبی ) می باشد که با خواب
تغذیه می شود .دقت کردید حیات انسان به خواب نیز وابسته است
انسان هم ماده دارد وهم روح (نقطه پیوند هستی ونیستی )
اگر رابطه خدارا با هستی انسان کامل بدانیم (آیا امام زمان نقطه پیوند هستی باخدانیست؟)
داستان تعلیم خداوند به انسان
نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385 ساعت 14:59 شماره پست: 8
بسم الله الرحمن الرحیم
در سوره بقره قرآن مجید آمده است:
واذقال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه .قالو اتجعل فیها من یفسد فیهاویسفک الدماء
ونحن نسبح بحمدک ونقدس لک قال انی اعلم مالاتعلمون
هنگامیکه خداوند به ملایکه فرمود می خواهم درکره زمین موجودجدیدی بنام آدم قراربدهم
ملایکه گفتند موجود (انسان )خلیفه (باقدرت اراده )فساد وخونریزی مینماید.ماتراتسبیح وتقدیس میکنیم
خداوند فرمود من چیزی را می دانم که شمانمی دانید
(چون ملائکه موجودی مجرد وبدون اراده اند. وتجربه داشتن اراده و خوب بودن راندارند )
وعلم آدم السماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه .............................................................
اگر فرض کنیم خداوند وموجوداتی غیرمادی هستند .
موجودات بسیاری نیز مادی هستند.
انسان مرز بین ماده ومجرد می باشند یعنی وجودی مادی دارد وارتباط باغیب ازطریق روح الهی دارد.
خداوند به انسان اسماءرایادداد .اما ملئکه اسماءرانتوانستند یادبگیرند
نکته ای در باره نام گذاری قابل توجه است و آن اینکه
وقتی ما شکل هایی را مثلث می نامیم شاید اول فقط به سه ضلع داشتن ومتقاطع بودن اضلاع
توجه داریم ولی بعد با بررسی ها می فهمیم چیزی را که ما مثلث نامیدیم خواص و مشخصات
دقیقی دارد اول اینکه مجموع زوایای داخلی مثلث یکصد و هشتاد درجه است
دوم اینکه مجموع دو ضلع مثلث باید از ضلع سوم بزرگتر باشد یا متساوی الاضلاع باشند
یا متساوی الساقین باشند یا مجذور یک ضلع برابر مجموع مجذور دو ضلع دیگر باشد
سوال این است وقتی ما اسمی را برای شکلی یا شیئی قرارداد می نماییم الزاما همه مشخصات
و رابطه های داخلی و خارجی آن را می دانیم؟
البته نام ها چند گونه هستند گاهی بیان رابطه و نسبتی بین اشیاءو اشخاص هستند
مثل پدر مادر فرزند پسر دختر خواهر برادر عمو دایی عمه خاله .....................
گاهی اسم ذات می باشد گاهی اسم معنی می باشد اسم مشتق اسم مصدر
اسم کلمه ای است که معنی مستقل دارد و مانند فعل زمان خاصی را نشان نمی دهد
کلمه در زبان عربی هم شامل فعل است هم شامل اسم است هم ....................
حرف ضمیر (فاعلی مفعولی ملکی)
قید (زمان و مکان )
(صفت موصوف ) ( مضاف و مضاف الیه )
اقسام دیگر واژه ها می باشند
گاهی اسم ها جزئی هستند و گاهی اسامی کلی اند
مثل حسین که نام فردی است وانسان که نام گروهی از پستانداران راست قامت اند
یا قرآن که نام کتاب آسمانی مسلمانان است ولی کتاب نام اشیاء خاصی که محتوی وشکلی دارند
و مباحثی که در مقولات اولیه و مقولات ثانویه توسط اساتید منطق و فلسفه تعریف شده اند