در تجربه های سیاسی در کشورهای غربی به این نتیجه رسیدند که تفکیک قوا کنند قوه مجریه - قوه مقننه - قوه قضائیه
این تجربه بسیار گرانبها است و آسان بدست نیامده است .حتما باید توجه شود که رئیس جمهور ( مدیر قوه مجریه ) هر که می خواهد باشد باید تحت نظارت باشد.
آقای موسوی اردبیلی در تفسیر قرآن که از سیمای سی سال قبل پخش می شد گفت محدودیتی برای انسان با تقوی نیست شاید منظورش ولی فقیه بوده است که او را فوق قوای مجریه و مقننه و قضائیه میدانند.
در سوره علق میفرماید ان الانسان لیطغی ان راه استغنی - انسان اگر غنی باشد حتی اگر فکر کند که غنی است حتما طغیان می کند.
پس باید سازوکارهای نظارتی تدوین شود تا کسی به قدرت بی نظارت نرسد چون حتما طغیان و فساد می کند.
در آیات سوره بقره مناظره حضرت آدم و ملئکه - واذ قال ربک للملئکه انی جاعل فی الارض خلیفه.........- ملئکه گفتند آدم فساد و خونریزی می کند چون قدرت دارد ولی خدا به آنها عرضه داشت - و علم آدم الاسما کلها ثم عرضهم علی الملئکه -او چنانچه به شناخت خویش برسد و محتوی فساد قدرت را بداند حتما از تجمع قدرت جلوگیری خواهد کرد و نگرانی ها برطرف میشود.
از ثروت که شکل دیگری قدرت است و انحصار ( ضد رقابت ) و رسانه -قدرت اطلاعات - و مطبوعات غافل نباشیم.
ما وقتی به خواسته های خود و دیگران توجه می کنیم می فهمیم که خواسته های ما همیشه از تعادل و اندازه ها بیشترند .مثلا انسان حدی را برای علم جویی خویش قائل نیست و در قرآن آیه ای است که پیامبر گرامی دعا می فرمود . رب زدنی علما- بارالها بر علم من بیفزای.
انسان دوست دارد مطالب را عمیق درک کند و توانایی داشته باشد که به همان عمق بتواند برای دیگران آموزش دهد.
چرا انسان قانع نیست ؟ چرا با خود نمی گوید که به من چه ! من چه نیازی دارم و چرا باید از همه چیز سوال کنم؟
انسان اول در مقام پاسخگویی غرایز خویش است . غرایز پایان پذیر هستند.و رقابت زیادی بوجود نمی آید.
مالکیت که بوجود آمد انسان بصورت سیری ناپذیر طالب ثروت و مکنت است و پایان ناپذیر است.مالکیت سلطه بر اشیا است
پادشاهی و حکومت مالکیت بر اشخاص است . و انسان بر همنوعان خویش تمایل سلطه دارد.
اگر انسان در کسب علم توقف کند و امتناع تفکرداشته باشد و تضارب آرا نباشد .فکر ها منجمد میشوند.
قدرتمندان گویند باید هر روز به افزایش قدرت بپردازید و گرنه منکوب قدرت بالاتر خواهید شد.قدرتی که بالا داشته باشد دیگر قدرت نیست.
در نظام سرمایه داری نیز سرمایه داران در راس اقتصاد متحد شده تا قدرت بالاتری تشکیل دهند.و انحصارات را پدید آورند.
کارتل ها و تراست ها و شرکت های چند ملیتی به دلیل قدرت بالاتر مجتمع میشوند .
ابوالحسن بنی صدر می گفت نظام ها یا زورمدارند و یا آزادی مدار هستند. نظام های زورمدار در آخر به سلطه گری و توقف در حرکت خواهند بود چون در آنها رقابت است وحسادت است .ولی در نظام های بیان آزاد با عدم خنثی کردن نیروها توسط هم دیگر- مسیر به سمت خدا و بینهایت پیش می روند.
ایشان اول پیروزی انقلاب 1357 پیشنهاد کرد بحث آزاد باشد اختلافات رفع شود و همه به همدیگر کمک کنند و سانسور دولتی و خودسانسوری نباشد.
در چرخه کار و ثروت نیز مالکیت عمومی اصل است و مبتکران و کسانی که خلاقیت دارند برای همه فعالیت می کنند.
زیاده طلبی و زیاده خواهی به معنی مالکیت خصوصی ممنوع است.
جبهه حق بایستی مسیر مستقیم را طی کند و نفع عموم را در نظر بگیرد نه سود و زیان شخصی را
یکی از قدرت های انسان قدرت فریب است که انسان باید مواظب باشد دچارش نشود نه فریب بخورد نه فریب دهد.
اکثر افکار و نظریه های سلطه گر قالب انساندوستی دارند و ادیان نیز ابزار سلطه بوده اند.